یادداشت مژده خبر- ۲۷ شهریور برای من صرفاً تاریخی در تقویم نیست؛ روزی است که بیش از هر زمان دیگری باید به زبان فارسی، شعر و شاعرانی بیندیشیم که بخشی از روح و حافظه این سرزمین را در واژه‌ها به یادگار گذاشته‌اند. امروز، در روز شعر و ادب فارسی و هم‌زمان با بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، با خود می‌اندیشم که اگر شعر نبود، بسیاری از احساسات ما چگونه می‌توانستند از مرز سکوت عبور کنند؟

۲۷ شهریور برای من صرفاً تاریخی در تقویم نیست؛ روزی است که بیش از هر زمان دیگری باید به زبان فارسی، شعر و شاعرانی بیندیشیم که بخشی از روح و حافظه این سرزمین را در واژه‌ها به یادگار گذاشته‌اند. امروز، در روز شعر و ادب فارسی و هم‌زمان با بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، با خود می‌اندیشم که اگر شعر نبود، بسیاری از احساسات ما چگونه می‌توانستند از مرز سکوت عبور کنند؟

شعر را صرفاً کنار هم نشستن واژه‌ها نمی‌دانم. از نظر من، شعر جایی است که واژه از معنا فراتر می‌رود و به خاطره، احساس، هویت و زندگی انسان تبدیل می‌شود. شاید به همین دلیل است که نام شهریار، پس از گذشت سال‌ها، با شنیدن چند واژه همچنان در ذهن و دل ما زنده می‌شود.

شهریار شاعری بود که توانست از دل زندگی روزمره و تجربه‌های انسانی، جهانی شاعرانه بیافریند. در شعر او، عشق تنها احساسی شخصی نیست؛ گاه خاطره‌ای جمعی است، گاه حسرتی عمیق و گاه تصویری از انسانی که در برابر گذر زمان ایستاده است.

وقتی به غزل معروف او، «آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا» می‌اندیشم، تنها یک عاشق را نمی‌بینم؛ انسانی را می‌بینم که با فاصله، دیر رسیدن و حسرت مواجه شده است. همین ویژگی است که شعر شهریار را از زمانه خود فراتر می‌برد و به امروز ما پیوند می‌دهد؛ زیرا انسان، با وجود همه تحولات جهان، همچنان دلتنگ می‌شود، انتظار می‌کشد و با «دیر رسیدن» آشناست.

اما شهریار تنها شاعر عشق نبود. در «حیدربابایه سلام»، رو به زادگاه و خاطرات کودکی می‌ایستد و جهانی را زنده می‌کند که شاید برای همیشه از دست رفته باشد؛ جهانی از خانه، روستا، آدم‌ها، طبیعت و روزهایی که دیگر بازنمی‌گردند. این اثر برای من یادآور این حقیقت است که گاهی یک شاعر تنها شعر نمی‌سراید؛ بلکه بخشی از گذشته یک ملت را از فراموشی نجات می‌دهد.

و هنگامی که به شعر «ای وای مادرم» می‌رسم، زبان شعر به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر تنها زبان شاعر نیست؛ بلکه زبان همه انسان‌هایی است که روزی مادر خود را از دست داده‌اند یا از بیم چنین روزی، در سکوت فرو رفته‌اند. شهریار در اینجا نشان می‌دهد که شعر چگونه می‌تواند از رنجی شخصی فراتر رود و به احساسی مشترک برای هزاران انسان تبدیل شود.

هر بار که به شهریار و شعرهایش می‌اندیشم، بیش از پیش به این باور می‌رسم که ماندگاری شعر تنها به زیبایی واژه‌ها وابسته نیست؛ بلکه به صداقت احساسی بستگی دارد که پشت آن واژه‌ها ایستاده است.

شهریار ماندگار شد، زیرا خود را پشت کلمات پنهان نکرد. عشقش را بیان کرد، از دلتنگی‌اش گفت، مادرش را ستود، کودکی‌اش را به یاد آورد و از سرزمین و مردمش سخن گفت. او نشان داد که شاعر، پیش از آنکه آفریننده کلمات باشد، باید شنونده قلب انسان باشد.

امروز، در روز شعر و ادب فارسی، به زبان فارسی افتخار می‌کنم؛ زبانی که فردوسی با آن حماسه آفرید، سعدی با آن انسان را شناخت، حافظ با آن رازهای دل را بیان کرد و شهریار با آن، بخشی از زندگی مردم زمانه خود را به شعر سپرد.

به باور من، شعر فارسی تنها میراث گذشته نیست؛ امانتی برای آینده است.

اگر امروز شعر را دوست بداریم، زبان فارسی را پاس بداریم و اجازه ندهیم واژه‌های اصیل و عمیق در هیاهوی روزگار به فراموشی سپرده شوند، در حقیقت بخشی از هویت خود را حفظ کرده‌ایم.

۲۷ شهریور برای من یادآور این حقیقت است که برخی صداها با گذشت زمان خاموش نمی‌شوند؛ بلکه از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابند.

صدای شهریار یکی از همین صداهاست.

و در روز شعر و ادب فارسی، در برابر همه شاعرانی که با واژه‌های خود چراغی در تاریکی افروخته‌اند، سر تعظیم فرود می‌آورم و باور دارم:

تا وقتی فارسی نفس می‌کشد، شعر زنده است؛
و تا وقتی انسانی برای احساس کردن وجود دارد،
هیچ شعری واقعاً نمی‌میرد.

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار، بر همه دوستداران شعر، ادب و فرهنگ ایران فرخنده باد.

پایان پیام/

  • نویسنده : «پرستو پرژک» دکتری زبان و ادبیات فارسی استاد دانشگاه
  • منبع خبر : مژده خبر