
در این طلیعه قدسی که آفتاب ولایت از افق غیب سر بر میآورد و باده حضور در جام جان میجوشد، آغاز امامت حضرت حُجّه بن الحسن المهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، این خورشید پنهان و این نغمه پنهانیِ قدَر را، به محفل دلهای مشتاق و عاشقان کوی یار تبریک میگویم.
اینک آینه وجود، روشنیِ خویش را از او میگیرد؛
اینک کوه و دشت و دریا، بیاذن او نمیجنبند؛
اینک زمان، در دستان سبزش به تسبیح درآمده است و مکان، بر آستانِ نگاهش سجده میبرد.
اوست آدمِ ابوالعصر و الزمان، وارث رازهای آشکار و نهان،
اوست خاتم ولایت مطلقه که رشتههای نور را از عرش تا فرش میپیوندد،
اوست مظهر تامّ اسم «الحیّ» که جانِ هر جاندار از تپش نگاهش زنده است،
اوست صراطِ مستقیمِ اهل ایقان در گردنههای پرهول آخرالزمان،
اوست واسطه فیضانِ فیضِ رزق و جان،
اوست انیسِ اهل عرفان و یارِ صاحبانِ مقامِ احسان،
و اوست صاحبالوقت و صاحبالزمان که به نامش، آسمان نفس میکشد و زمین آرام میگیرد.
ای مولای موعود!
در غیبتت، جهان غریب است و زمان بیسرود؛
بیتو، آینهها غبار گرفتهاند و آیینهداران، حیران در بیراهههای وهماند.
اما ما، عاشقان تو، بر درگاهت سر نهادهایم و در انتظار دمیدن آن صبح موعود، هر سپیده را با ذکر نامت میگشاییم:
السلام علیک یا بقیّهَ الله فی أرضه
السلام علیک یا شمسَ الهدایهِ المَحجوبه
السلام علیک یا إمامَ الزمان و روحَ الأمان
ای فرزند فاطمه، ای عصارهی نور محمّد،
اینک در سینه تاریخ، نام تو همچون شهابی فروزان است که ظلمت قرون را میشکافد؛
تو آن وعده ازلی هستی که آسمان در انتظار آمدنت، هنوز ستارهها را بر سرِ پیمان نگه داشته است.
ما، دست بر سینه و دیده بر افق، هر نفس به زمزمه “اَینَ الطالبُ بدم المقتول بکربلا؟” روحمان را به کوثر اشتیاق میشوییم و ایمان داریم که زمین بیحضور تو، زمین نیست و زمان بیطلوع تو، زمان نیست.
پس ای صاحبالزمان، ای حجه بن الحسن، ای روح قیامت،
بیا و بر جانهای ما آفتاب شو،
که بیتو، هر سحر، غروبی تاریک است و هر ظهور، غیبتی بیپایان…
و ما، همچنان در زمزم اشک و ذکر، عهد میبندیم که در راه تو، بر صراط ایمان بمانیم،
تا روزی که ندا از عرش برخیزد و فرشتگان در گوش عالم فریاد زنند:
“قَد ظَهَرَ صاحبُ الأمْر”
پایان پیام/
- نویسنده : دکتر محمد ابراهیم مالمیر استاد دانشگاه رازی کرمانشاه
- منبع خبر : مژده خبر













Monday, 5 October , 2026