
به گزارش مژده خبر؛ با فرارسیدن ماه مهر و آغاز فصل آموزش و یادگیری ضرورت شناخت عمیقتر نسلهای نوپدید (نسل Z و نسل آلفا) و تحلیل آسیبهایی که می تواند فرزند، خانواده و جامعه را درگیر سازد، بیش از پیش آشکار می شود. در همین راستا، گفت وگویی تخصصی با دکتر عاطفه مرادیان، انجام داده ایم؛ روانشناسی که از سال ۱۳۹۰ تاکنون به عنوان مدرس دانشگاه فعالیت دارد و از اعضای بنیاد نخبگان و دانش پژوهان مازندران می باشد .
این گفت وگو با هدف آگاهی بخشی به والدین، معلمان، دانش آموزان و عموم مردم درخصوص چالشهای هویتی، روانشناختی و اجتماعیِ دو نسل یادشده، به ویژه مسئله پرمخاطره «اعتیاد» و زمینه های کلان آن، صورت گرفته است. در ادامه، بخشهایی از این گفت وگو را در جهت آگاهی نشر داده می شود :
مدرسه؛ لنگرگاه اجتماعی یا فضای خالی؟
دکتر مرادیان در ابتدای سخنان خود، نگاه ساختاری به مسئله اعتیاد را مطرح و مدرسه را فراتر از یک محیط صرفاً آموزشی تحلیل کرد:
در تحلیل ساختاری جامعه،
مدرسه را نمی توان صرفاً محیطی برای انتقال دانش دید؛ بلکه مدرسه در واقع یک “لنگرگاه اجتماعی” و نهادی سازمان دهنده است که چهار رکن حیاتی یعنی ساختار زمانی، نظارت اجتماعی، تعاملات سازنده با همسالان و احساس تعلق یا همان هویت اجتماعی را برای نوجوان فراهم میکند. زمانی که این لنگرگاه به دلیل بحرانهای محیطی یا ساختاری تعطیل میشود، نوجوان با تجربه ای دردناک به نام سقوط در خلاء مواجه میگردد. این خلاء فضای خالی بزرگی است که اگر با فعالیتهای جایگزین و سالم پر نشود، ناگزیر توسط عوامل آسیبزا اشغال خواهد شد.
آنومی؛ چارچوب جامعه شناختی اعتیاد
این استاد دانشگاه، پدیده اعتیاد را در چارچوب «نظریه آنومی» (Anomie) تحلیل کرد:
«از منظر جامعهشناختی، این وضعیت را میتوان در چارچوب نظریه آنومی تحلیل کرد. از دیدگاه دورکیم و مرتون، آنومی زمانی رخ میدهد که میان اهدافی که جامعه تعریف کرده، مانند موفقیت مادی و جایگاه اجتماعی، و وسایلی که برای رسیدن به آن اهداف وجود دارد، گسستی عمیق ایجاد شود. در نسل Z و آلفا، این گسست منجر به نوعی سرگشتگی روانی شده است.»
مرادیان در توضیح این وضعیت در رکن اقتصاد ادامه داد:
برای نمونه، در رکن اقتصاد، وقتی ثروت سریع و شانس جایگزین تلاش تدریجی میشوند، نوجوان دچار “انحراف نوآورانه” می گردد. در تجربیات بالینی من، به کرار نوجوانان و جوانان در اتاق مشاوره از وضعیت نابسامان اقتصاد و فشار خردکننده آن صحبت می کنند و بیان میدارند که چگونه عدم قطعیت های مالی، معنای تلاش را برای آنها به کلی تغییر داده است. در چنین شرایطی، وقتی ابزارهای قانونی مانند تحصیل دیگر تضمینکننده موفقیت نیستند، آنها برای گریز از واقعیت یا رسیدن به اهدافشان، مسیرهای جایگزین و پرخطر، از جمله مصرف مواد را به عنوان راهکاری سریع انتخاب می کنند.
رسانههای اجتماعی؛ واقعیتی جایگزین
این روانشناس در ادامه به نقش رسانه در پیچیدهتر شدن این وضعیت اشاره کرد:
این وضعیت در تعامل با رکن رسانه پیچیده تر میشود. رسانههای اجتماعی امروزه به یک واقعیت جایگزین تبدیل شدهاند که در آن اقتصاد توجه حاکم است و رفتارهای پرخطر را نرمال میکنند. در این میان، “افسردگی مقایسهای” ناشی از کمالگرایی کاذب، نوجوان را به سوی مواد سوق میدهد تا شکاف عمیق بین واقعیت زندگیاش و تصویر ایدهآل رسانهای را بپوشاند.
🏠 گسست تربیتی در خانواده و مدرسه
دکتر مرادیان به شکاف میان خانواده و مدرسه با دنیای دیجیتال نسل جدید نیز پرداخت:
در کنار این متغیرها، نمیتوان از گسست در صلاحیتهای تربیتی در خانوادهها غافل شد. تضاد میان ابزارهای تربیتی منسوخ والدین و دنیای دیجیتال فرزندان، منجر به ایجاد دلبستگیهای ناایمن می شود. در بسیاری از جلسات درمان، این نکته برجسته است که نوجوانان از عدم درک خانواده از شرایط روحی خود گله دارند؛ آنها احساس می کنند والدینشان نه تنها ابزار گفتگو با آنها را ندارند، بلکه حتی رنجهایشان را نمی بینند یا آن را به اشتباه، تنبلی یا لجبازی میپندارند. این وضعیت باعث می شود نوجوان برای یافتن پذیرش و تعلق، به گروههای همسالانِ آسیبزا روی آورد.
مرادیان با اشاره به بحران در سیستم آموزشی افزود:
تضاد میان مدل صنعتی آموزش و مغز دیجیتالی نسل جدید، در کنار فقدان سواد هیجانی، نوجوان را در مواجهه با استرس، به سمت سریعترین راه حل یعنی مواد مخدر سوق میدهد. در نهایت، جامعه مصرفگرایی که ارزش فرد را با سرمایه های نمادین و معیارهای مادی میسنجند، احساس بیارزشی مطلق و پوچی را در این نسل نهادینه کرده است.
💊 اعتیادهای مدرن؛ تظاهر نمادین خلاء معنایی
این عضو بنیاد نخبگان به تغییر شکل اعتیاد در نسل جدید اشاره کرد:
این خلاء معنایی، در نسل جدید دیگر به شکل اعتیادهای کلاسیک ظاهر نمیشود، بلکه در قالب رفتارهای مدرن شده تظاهر مییابد که در واقع تلاشی برای جبران نمادین شکستهای ساختاری است. رواج سیگارهای الکترونیکی (Vape)، گل، ترامادول و مشروبات الکلی اکنون به عنوان استایل زندگی یا ابزارهای تفریح تعریف میشوند و به دلیل نبود برچسب بدنامی در گروههای همسالان، به پلهای ارتباطی در خلأهای اجتماعی تبدیل شدهاند. حتی پدیده “زنانه شدن” مواد نیز ریشه در فشار کمالگرایی و اضطرابهای تصویر بدنی در دختران دارد تا ابزاری برای تحمل فشار زندگی مدرن باشد. همچنین، گرایش به حضور در کافیشاپها یا پارتیها ی شبانه، تلاشی برای پر کردن خلأ هویت است؛ محیطهایی که به جای ارتباط واقعی، به ویترین نمایش تبدیل شدهاند و پس از تخلیه هیجانی کاذب، نوجوان را با پوچی شدیدتری مواجه میکنند.
🔶اعتیاد ؛نه انتخاب ساده که گاها نوعی خود درمانی می باشد .
مرادیان در جمع بندی، نگاه خود را به مسئله اعتیاد در نسل Z و آلفا بر اساس «فرضیه خوددرمانی» (Self-Medication Hypothesis) تبیین کرد:
اعتیاد در نسل Z و آلفا را نباید همیشه به عنوان یک انتخاب ساده یا نتیجه بیارادگی دانست، بلکه باید آن را در چارچوب “فرضیه خوددرمانی” تحلیل کرد. این نظریه تبیین میکند که مصرف مواد در این نسل، در واقع یک “پاسخ دفاعی” و تلاشی برای مدیریت رنجهای روانی است.
تلاقی اقتصاد ناپایدار، رسانههای شوکزا، گسست در صلاحیتها ی تربیتی، آموزشهای منسوخ و جامعه مصرفگرا، یک “خلأ معنایی” ایجاد کرده است و مواد مخدر یا تفریحات پوچ، تنها ابزارهایی برای تسکین موقت و فرار از واقعیت اند. در واقع، اعتیاد در این نسل، فریادی برای دیده شدن و تلاشی برای احساس “زنده بودن” در دنیایی است که هیچکدام از ارکانش، پاسخی برای نیازهای واقعی نوجوان نمیدهند
جمع.بندی
پیشگیری از اعتیاد در نسل Z و آلفا، تنها با شناخت عمیق این نسل و ترمیم «ارکان چهارگانه» جامعه (اقتصاد، رسانه، خانواده و مدرسه) ممکن است. به گفته این پژوهشگر، خانواده و مدرسه باید به جای نظارت صرف و محدودیتهای افراطی، مهارتهای گفت وگو، همدلی، حل مسئله و مدیریت هیجان را تقویت کنند. آیندهی کشور در گرو سلامت روان و تربیت صحیح نسلهای نوپدید است؛ و این آینده، تنها با پر کردن خلأهای معنایی و بازسازی لنگرگاه های اجتماعی تضمین می شود.
پایان خبر/
- نویسنده : سیده زینت موسوی پور، صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاه خبری حرف وخبر سوادکوه













Monday, 5 October , 2026