مژده خبر- ماجرا از دور زدن‌های مکرر در خیابان‌های شهر شروع شد؛ زمانی که راننده سرویس، به‌جای رساندن دو دانش‌آموز دختر به خانه، آن‌ها را پیش از رسیدن به مقصد به گشت‌وگذار می‌برد و می‌گفت می‌خواهد خستگی مدرسه از تنشان بیرون برود.

 

مدتی بعد، پیشنهاد خوردن پیتزا و بیرون رفتن با او هم مطرح شد؛ پیشنهادهایی که دختران را نگران کرد، اما آن‌ها از گفتن ماجرا به خانواده می‌ترسیدند.

سرانجام، دو دانش‌آموز موضوع را با مشاور مدرسه در میان گذاشتند و ماجرا به پیگیری مسئولان مربوط و برخورد با راننده انجامید. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: چرا باید دو دانش‌آموز برای گفتن اتفاقی که نگرانشان کرده، از خانواده خود بترسند و چه سازوکاری قرار است مانع تکرار چنین موقعیت‌هایی شود؟
بر اساس آمار اعلام‌شده، حدود ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار دانش‌آموز در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ در کشور تحصیل می‌کنند. همچنین تا پایان مهلت ثبت‌نام سرویس مدارس در سامانه «سپند»، درخواست ۲۴۸ هزار و ۹۴۳ دانش‌آموز ثبت شده بود که ۱۴ هزار و ۶۷۸ نفر از آن‌ها دانش‌آموزان با نیازهای ویژه بودند. این آمار مربوط به ثبت‌نام در سامانه است و لزوماً به معنای استفاده قطعی همه این دانش‌آموزان از سرویس نیست. همین ارقام، ابعاد مسئولیتی را نشان می‌دهد که در قبال امنیت دانش‌آموزان بر دوش متولیان حمل‌ونقل مدارس قرار دارد.
راننده سرویس، مسئول تفریح دانش‌آموز نیست. وظیفه او رساندن کودک به مقصد در چارچوب مسیر و ضوابط تعیین‌شده است، نه تغییر مسیرهای مکرر و مطرح کردن پیشنهادهای شخصی. هرچند نمی‌توان صرفاً بر اساس این رفتارها درباره نیت فرد حکم قطعی داد، تکرار چنین اتفاقاتی و نگرانی دانش‌آموزان، موضوعی نیست که بتوان آن را به حساب خوش‌رفتاری گذاشت و از کنارش گذشت.
روان‌شناسی کودک و نوجوان نشان می‌دهد ترس از سرزنش، باور نشدن، ایجاد دردسر یا واکنش بزرگسالان می‌تواند کودک را از بیان تجربه ناخوشایند بازدارد. گاهی کودک فقط احساس می‌کند رفتاری درست نیست، اما نمی‌تواند آن را دقیق توضیح دهد یا راه مقابله با آن را نمی‌شناسد.
در نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، تجربه‌های پیشین و پیامدهای رفتار بر واکنش‌های بعدی فرد اثر می‌گذارند. کودکی که نگران سرزنش شدن است، ممکن است سکوت را امن‌تر از حرف زدن بداند. بنابراین، پرسش از این دو دانش‌آموز نباید این باشد که «چرا زودتر نگفتید؟»؛ بلکه باید پرسید چه چیزی باعث شده بود از گفتن ماجرا بترسند.
در این میان، مراجعه دختران به مشاور مدرسه اهمیت زیادی دارد. مشاور باید بدون قضاوت به حرف دانش‌آموز گوش دهد، حریم خصوصی او را حفظ کند و موضوع را از مسیرهای مسئولانه پیگیری کند. وجود یک بزرگسال قابل اعتماد می‌تواند راه خروج کودک از سکوت باشد؛ اما نباید مسئولیت شناسایی و متوقف کردن رفتار نگران‌کننده را به‌تنهایی بر دوش دانش‌آموز گذاشت.
ثبت اطلاعات رانندگان در سامانه، به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت دانش‌آموزان نیست. بررسی صلاحیت‌ها، احراز شرایط قانونی، آموزش رفتار حرفه‌ای با کودکان، نظارت بر عملکرد راننده و وجود مسیر روشن برای گزارش تخلف باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. خانواده‌ها نیز باید بدانند در صورت تغییر مسیر بدون هماهنگی یا بروز رفتار نگران‌کننده، چگونه و از چه مرجعی موضوع را پیگیری کنند.
برخورد با یک راننده، در صورت احراز تخلف، ضروری است؛ اما کافی نیست. باید روشن شود سازوکارهای نظارتی تا چه اندازه توان پیشگیری از موارد مشابه را دارند و آیا شکایت خانواده‌ها و گزارش دانش‌آموزان به‌موقع و جدی بررسی می‌شود.
البته نباید رفتار یک فرد را به همه رانندگان تعمیم داد؛ بسیاری از رانندگان با مسئولیت‌پذیری، اعتماد خانواده‌ها را حفظ می‌کنند. نظارت دقیق و ضوابط روشن، از همین افراد نیز حمایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد رفتار خارج از چارچوب یک نفر، اعتماد عمومی به این حرفه را خدشه‌دار کند.
در این ماجرا، مسئله فقط دور زدن در خیابان یا پیشنهاد پیتزا نیست؛ مسئله، مرزهای رابطه حرفه‌ای بزرگسال با کودک و مسئولیتی است که با سپردن دانش‌آموز به راننده آغاز می‌شود.
دانش‌آموز سوار سرویس می‌شود تا به خانه برسد، نه اینکه ناخواسته وارد برنامه تفریحی راننده شود. امنیت او را نمی‌توان به این امید سپرد که اگر اتفاق نگران‌کننده‌ای افتاد، حتماً خودش اعتراض می‌کند. مسئولیت بزرگسالان دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که کودک هنوز نمی‌داند چگونه از خودش دفاع کند.

 

پایان پیام/

  • نویسنده : سما رحمتی‌زاده، خبرنگار و مشاور مدرسه
  • منبع خبر : مژده خبر