
وکالت مردم مسئولیت بسیارسنگین است نماینده هارفتار وکردارشان بایستی همانندقبل ازانتخابات باشد.
نماینده مردم بودن یعنی افتخارنوکری مردم رابصورت شبانه،روزبه مردم پاسخگوبودن نمایندگان یادشان باشداین مردم بودن شمارابه،این مسولیت وموقعیت رساندن پس هرچه داریدازمردم دارید.
نماینده ای که فریادرس مردم نباشد نمی تواند یدک نمایندگی مردم را داشته باشد.
متاسفانه فقروگرفتاری کمرمردم راخم نموده وبعنوان یک بحران لاینحل تبدیل گردیده وهرسال شاهدحضورمردم درپای صندوق هستیم ایااعتراض ازاین شفافترمگرهست جمعیت روزبروزبیشترحضورمردم درپای صندوق کمترایایکبارهم شده سوال کنیدچرامردم نسبت به اکثرنمایندگان بدبین ونامیدهستندانهم فقط بعضی ازانهابشین پاشووقیام قوعودوبه همدیگرنگاه میکنندچه کسانی موافق ویامخالف هستندخیلی ازنمایندگان دفاع ازمردم هم نمیتوانندبصورت ابتدایی انجام دهندنماینده یعنی نوکروخادم مردم نماینده یعنی وکیل مدافع مردم متاسفانه بعضی ازانها
الفبای نمایندگی به خوبی آشنایی نداشته وندارندویا برخی از آنها بعضا مردم را بازی می دهندمتاسفانه بااین اوضاع احوال معلوم است وضعیت کشوربحرانی است. شرایط مملکت چنین نمایندگانی را بر نمی تابد.
وکالت مردم مسئولیت بسیار سنگینی است
اغلب این ها کاسب کارند؛ نماینده نیستند!
وقتی که در یک کشور شرایط بحرانی پیش می آید؛ کاسب کارها و معامله گرها بیش از پیش وارد معرکه می شوند، چرا که آن ها این وضعیت را کاملا به سود خود تلقی می کنند و مطمئن هستند که می توانند بیش تر از گذشته به شامورتی بازی و شعبده بازی و پیش گویی و پیش بینی و زد و بند و قاطی چیستان و معما شدن و مردم را به طرف اگر و مگر و دلهره و تشویش، سوق دادن، ادامه دهند و در این وسط به اهداف خود در چپاول ثروت های ملی و دامن زدن به ترس و فقر عمومی، برسند.
عده ای از همین نماینده ها و به اصطلاح سیاست مدارها که تا پیش از نماینده شدن و از ساده لوحی و وفاداری مردم بهره بردن؛ اصلا عددی نبوده اند و به خاطر ملاحظات قومی _ قبیله ای و باورها و سنت های طایفه ای و عشیره ای و البته سوء استفاده گسترده شان از همین رفتارها و طرز فکرهای سنّتی، صاحب آرای مردمی شده و با ده – پانزده هزار و یا نهایتا سی – چهل هزار رای وارد مجلس شده و تمرین زد و بند و بده بستان کرده اند و پس از دو یا سه دوره مثلا نمایندگی؛ پدر مردم را در آورده و آن ها را هرچه بیش تر به پرت گاه فقر و فاقه نزدیک کرده اند و جیب های را پر از دلارهای رانتی و بادآورده کرده اند.
مردم وفادار هم که در این دور تسلسل سادگی و البته بی اخلاقی و طمع ورزی های ساده لوحانه، مدام این چنین نمایندگان نخبه و الیت های هوشمندی که دست چرچیل و مارگارت تاچر و هرچه سیاست پیشه انگلیسی را در سرلوح کارخویش قرارمیدهند و سوء استفاده و دوز و کلک و برنامه ریزی از پشت بسته اند را به سمت قدرت هل داده اند و نادانسته و ناخواسته به عمله و اَکَره ی این سیاسیون خطرناک، تبدیل شده اند.
در این بین؛ حتی آن هایی هم که از سر دلسوزی و آگاهی های نیم بند خود، به خاطر احترام به همان انس و الفت های فامیلی و عشیره ای وارد جریانات انتخاباتی شده و با زن و فرزند و وابستگان، از جان و مال و حیثیت و آبروی خود گذشته و تمام همّ و غم و اهتمام و تلاش خود را مصروف انتخاب شدن این گونه نمایندگان کرده اند؛ سخت پشیمان شده و با این که عملا از آن ها اعلام برائت می کنند، امّا واقعیت آن است که پیوسته آه و افسوس می خورند و باخود می گویند که اگر می دانستیم این طور می شود، اگر می دانستیم که این تازه به دوران رسیده ها این طور برای مردم حامی خود دُم در می آورند و شاخ می اندازند و همه چیز و همه کس را به شکل ابزار سوء استفاده و پیشرفت باندی و حزبی و جناحی و فردی خود می بینند، هرگز بر گِرد چنین سفلگانی جمع نمی شدند! یک ندامت و پشیمانی و یک آگاهی و ادراک دیرهنگام از واقعیات تغییر ماهیت ناگهانی و یکباره انسان های طمّاع و خودرای!
انسان گاهی باخودش فکر می کند و باهمین فکر کوتاه و ضعیف انسانی اش نمی تواند به بلندای تکبّر و فخر فروشی و نادانی و غفلت این نماینده ها، برسد!
فکر می کند که مگر این میز و منصب و مقام چیست که می تواند یک انسان را تا به این حد از دایره انسانیّت دور کند و بین او و مردم این قدر فاصله بیاندازد؟!
فکر می کند مگر این ها از فضا آمده اند و صاحب تکنولوژی های برتر و عقل و درایت منحصر به فرد و متکی به قدرت ماورایی هستند که باخودشیفتگی و خودخواهی و تکبّر عجیب؛ از همه مردم انتظار دارند که بله قربان گوی و مطیع و مُنقاد آن ها باشند!
این درحالی است که اوضاع مملکت، اوضاع مردم، اوضاع اقتصاد و معیشت و شرایط سیاست داخلی و خارجی اصلا خوب و مساعد نیست، امّا این نماینده ها فکر نمی کنند، هراسی ندارند، مضطرب و نگران نیستند، نه برای این که موءمن و مذهبی و انقلابی و ولایی و…
هستند، خودشان هم می دانند که این حرف ها برای آن ها فقط شعار است و این مردم بیش تر از چهل سال است که شعار می دهند، بیش تر از چهل سال است که باهمین شعارها و همین احساسات، دنبال این نماینده ها راه افتاده اند و فریب همین احساسات و همین شعارها را خورده اند، بنابراین به زعم این نماینده ها، مردم لیاقت یک زندگی همراه با امن و آسایش و رفاه نسبی را ندارند و صدالبته که چنین سفلگانی باید به ریش این مردم ساده لوح و احساساتی بخندند و آن ها را به حساب نیاورند!
این نمایندگان برای خود عوامل زیادی از مدیران گوش به فرمان، کارگزاران مزدور، کارمندان فقیر و نیازمند و غیره را چیدمان کرده و در هر نهاد و سازمان و اداره وابسته به دولت و حکومت؛ نیروهای وفاداری دارند، با این وجود هیچ نیازی به مردم ندارند و همین تشکیلات برنامه ریزی شده می تواندگرچه مشگلات ومعضلات فروان است ولی باگشاده رویی ونهایت ادب واحترام به مردم تواضع نمایند که میتوانندداشته باشد.هیچ کسی انتظارمعجزه ازنمایندگان نداردولی یادشان باشدهمانطوریکه زمان تبلیقات بودن همانطورباشند.
انتهای پیام/
- نویسنده : اسماء زارعی چمه فعال رسانهای
- منبع خبر : مژده خبر














Friday, 22 May , 2026