یادداشت مژده خبر- امپراتوری های مصر، آشور، هخامنشی، ساسانی،روم، اموی و عباسی، سلجوقیان،مغولان،تیموریان، عثمانی، استعمارگران غرب همه یک ضلع اصلی مولفه های قدرت و رویارویشان در شامات بوده است. و....

امپراتوری های مصر، آشور، هخامنشی، ساسانی،روم، اموی و عباسی، سلجوقیان،مغولان،تیموریان، عثمانی، استعمارگران غرب همه یک ضلع اصلی مولفه های قدرت و رویارویشان در شامات بوده است.

نام «دمشق» خود پر رمز و راز افسانه ای است و هنوز هم سر زبان هاست و خواهد بود، مکان پر توجه بشر بوده و هست. شامات نفرین شده مرکز ثقل توجهات قدرت‌های بزرگ از دوران باستان تا الان بوده و خواهد بود.
بنابر یکی از مشهورترین روایت ها، دمسکوس (فرزند هرمس، از خدایان یونانی) دمشق را بنا نهاده‌است یا گفته شده دمشق در اصل درمسکوس بوده‌است، بر این اساس که دیونوسوس (خدای بارآوری و شراب)،برای کیفر مردی به نام آسکوس، به جرم بریدن تاکی که او در سوریه غرس کرده ‌بود، دستور داد پوستش را بکنند و از آن ظرف شراب سازند و درمسکوس، مرکّب از دو کلمه درما به معنای پوست و آسکوس به معنای ظرف پوستی یا مَشک پوستی، به‌صورت دمسکوس کوتاه شده‌است.
اما در کتاب‌های تاریخی دوره اسلامی، دمشق را یکی از احفاد نوح (به فاصله چهار نسل) با نام دمشق یا دَماشق یا یونانیان پیش از اسکندر بنا نهاده‌اند.
برخی جغرافی‌نویسان مسلمان دمشق را محل هبوط و اقامت آدم و حوّا و مقتل هابیل دانسته‌اند.
این روایات و نیز روایتهای دیگر به این شهر در دوره اسلامی اعتبار و اهمیت ویژه‌ای بخشیده‌اند، ازجمله روایتهایی که دمشق را زادگاه ابراهیم، محل سکونت نوح ، مدفن ۲۷۰۰ پیامبر همچون موسی، و محل نزول عیسی شمرده‌اند.
اما بنابر یافته‌های باستان‌شناسان و محققان و برخی سنگ‌نبشته‌ها و اسناد تاریخی، پیشینه دمشق و تحول نامهای گوناگون آن به‌گونه‌ای دیگر است. برپایه کاوشها در تپه‌های باستانی متعدد اطراف دمشق، حیات بشری در دمشق به هزاره نهم پیش از میلاد می‌رسد.
سابقه کاربرد واژه دمشق، بنابر اطلاعات موجود، به دوره تحوطمس سوم، پادشاه مصر (۱۴۸۱ـ ۱۴۴۷ق.م)، بازمی‌گردد. وی پس از حمله به شام و تصرف دمشق دستور داد نام آن را (با ضبطهای تمشق، دارمشق، تامشقو، تمسکو، تامسکو، دامسکو، و تیمشک) بر دیوارهای معبد آمون در شهر کرنک، در شمال شهر اَلْاُقْصر(در جنوب مصر) نقش کنند.در همین معبد، در کتیبه‌ای مربوط به ۱۴۰۳ تا ۱۳۴۷ پیش از میلاد، نام آن به‌صورت دمشق نیز ضبط شده‌است
دمشق که از نیمه‌های هزاره دوم پیش از میلاد، در قلمرو فرعونهای مصر قرار داشت، پس از حدود سیصدسال، با پایان‌یافتن حکومت رامسس سوم ( ۱۱۹۸ـ۱۱۶۷ق. م)، به‌تدریج ‌از سیطره مصر بیرون آمد

آرامیان سامی‌تبار، که ابتدا در ۳۰۰۰ ق.م و سپس در ۱۵۰۰ تا ۱۲۰۰ قبل از میلاد از جزیره‌العرب به نواحی عراق و شام کوچیده ‌بودند، با بهره‌گیری از اوضاع به‌وجودآمده پس از سقوط دولت دست‌نشانده مصریان، حکومتهایی در عراق و شام پایه گذاردند. دمشق مدتی مرکز یکی از این حکومتها بود.
دمشق که در این دوره بین دشمن شمالی (دولت آشور) و دشمن غربی (دولت عبرانی) قرار گرفته ‌بود، پس از بارها مقاومت در برابر حملات آشوریان و به‌رغم دیوارهای بسیار مستحکم شهر، سرانجام در ۷۳۲ ق.م به‌دست آشوریان افتاد و تا حدود ۶۱۲ ق.م ، به‌رغم شورشهای مکرر اهالی دمشق، همچنان در تصرف آنها بود.
در این سال، بابلیها که نینوا (پایتخت امپراتوری آشور) را تصرف کرده‌ بودند، دمشق را نیز بر قلمرو خود افزودند.

هخامنشیان (۵۵۹ـ۳۳۰ق م) از همان سالهای آغاز سلطنتشان دمشق را تصرف کردند در دوره داریوش اول(۴۸۵ق م)،دمشق جزو ساتراپ پنجم امپراتوری هخامنشی بود و داریوش سوم (۳۳۰ ق.م)، پیش از جنگیدن با اسکندر، بخشی از گنجینه‌ها و حرمسرای خود را به دمشق فرستاده بود که اسکندر پس از فتح دمشق بر آنها نیز دست یافت.
پس از اسکندر،حکومت دمشق بارها میان سرداران یونانی دست‌به‌دست شد در ۱۱۱ ق.م، آنتیوخوس نهم (پادشاه سلوکی)، به‌جای انطاکیه، دمشق را پایتخت قرار داد.
در حدود ۶۲ق.م، پادشاه ارمنستان، تیگرانس اول، بر دمشق استیلا یافت ولی خیلی کوتاه مدت بود چون رومیان بر شام و دمشق تسلط یافتند.
در ۶۴ یا ۶۳ ق.م، پومپیوس سردار رومی وارد دمشق شد و سوریه را ولایتی رومی اعلام کرد.
در حدود ۱۳۰م، هادریانوس (امپراتور روم) در بازدید از دمشق، آنجا را به مرتبه متروپل (مادرشهر) ارتقا داد.
دمشق، در دوره امپراتوری روم، به‌سبب اینکه مرز شرقی این امپراتوری را تشکیل می‌داد، بسیار اهمیت داشت و شاید از همین رو دیوکلتیانوس ( ۲۸۴ـ۳۰۵م) کارخانه اسلحه‌سازی در این شهر دایر کرد و سپاهیانی را به‌طور دائم در آنجا اسکان داد.
تا ورود مسلمانان به شام در سال ۱۴/ ۶۳۵، همچنان جنگهای متعدد در اینجا رخ داد که خرابیهای بسیاری درپی‌ داشت.
در حدود ۶۱۲م.، سپاه خسروپرویز (پادشاه ساسانی) دمشق را تصرف کرد، اما در سال ۶۲۷ م. هراکلیوس (هرقل، امپراتور روم) دوباره آن را تصرف کرد.
مسلمانان در سال ۱۴هجری دوره خلافت عمر شهر استراتژیک دمشق را بر قلمرو دولت نوظهور اسلامی افزودند(منبع:دانشنامه جهان اسلام)

🔴

در عصر اسلامی از دوره معاویه و خلفای اموی تا ظهور عباسیان، دمشق پایتخت شام بود ولی حتی با انتقال پایتخت به بغداد هرگز اهمیت سیاسی شام کم نشد و منازعات در این منطقه ادامه یافت.مدتی در اختیار امپراتوری سلاجقه درآمد و برخی مواقع در دست حکام محلی گماشته شده بود ولی هر بار با زور شمشیر و قتل عام عده ای دست به دست می گشت.
دمشق و شامات(اردن، لبنان، سوریه و فلسطین) با سقوط عباسیان در سال ۶۵۶ ه.ق، باز محل منازعه خونین مغولان، تیموریان، همدانیان، فاطمیان مصر و عثمانیان بود هرکدام مدتی بر آن دیار حکومت کردند ولی سرانجام پس از جنگ جهانی اول،سرزمین شامات از هم متلاشی و به چند کشور عربی تقسیم شد و دمشق پایتخت کشور نوظهور سوریه شد و استعمارگران برای هر کدام از دیگر کشورها در شام و بین النهرین حاکمی دست نشانده تعیین کردند.
در سال ۱۹۱۸م. پس از خاتمه جنگ جهانی اول، اروپایی ها با نقش آفرینی و قیومیت انگلیس و فرانسه منطقه شامات را طوری وارد تقسیمات جغرافیایی جهان کردند که هرگز روی خوش نبیند و تاکنون همچنان منطقه پر آشوب برای زور آزمایی بین ابرقدرتها است چرا که تاریخ می گوید هر بار سلسله ای بر شامات و بین النهرین تسلط داشته از باستان تا عصر حاضر، یک قدرت بزرگ بوده است و هر بار آن را از دست داده در معادلات جهانی محلی از اعراب نداشته است.
حکومت های ایران باستان از هخامنشی تا ساسانی در زمان اقتدار خود، هرگز در این نقشه امروزی ایران نبرد سرنوشت سازی با امپراتوری های رقیبشان نداشته اند هر زمان در قفقاز، بین النهرین و شامات توانسته اند نقش آفرینی کنند امپراتوری آنها حفظ شده ولی هر زمان که از آنجا خط دفاعی شان شکسته و به ناچار جنگ با دشمن به همین محدوده جغرافیای امروزی کشیده شده قطعا شسکت خورده اند و حکومتشان ساقط شده است.
ایران برای حفظ اقتدار و مولفه قدرتش در یک موقعیت سوق الجیشی قرار دارد لذا ملزم به دفاع از خود و نقش آفرینی به عنوان کانون قدرت همانند گذشته تاریخی اش در شام، قفقاز و بین النهرین است.

ایران نمی‌تواند و نباید در گوشه ای از این کره خاکی کِز کند و نظاره گر اوضاع شود، چون اگر ساکت بنشیند یا اعلام بی طرفی کند با هر حکومت و نگرشی خیلی راحت به سراغش می آیند، تجربه دو جنگ جهانی اول و دوم هنوز هم جلوی چشم همگان است.

 پایان خبر/

  • نویسنده : دکتر علی جعفری(پژوهشگر تاریخ)
  • منبع خبر : مژده خبر