
بعد از جنگ اُحد و شهادت فرمانده بزرگ ما حمزه سیدالشهداء، مشرکین قریش به طمع افتادند که به مدینه بروند و با یک جنگِ تروریستی در شهر مدینه، ریشه مؤمنین را بکَنند. [۱]
آیه ۱۷۲ سوره آل عمران نازل شد: مردم! به حرف خدا گوش بدهید. بعد از اینکه فرمانده بزرگتان را به قتل رساندند؛ به خانه نروید، تجمع کنید. همین!
مومنین در منطقه حمراءالاسد تجمع کردند. تا تمامنشدنِ کامل خطر، خانه نرفتند. آیه ۱۷۴ نازل شد: ۱. به حرمت این تجمعتان کوچکترین آسیبی توسط تروریستها به شما نمیرسد (لَمیَمسَسهُم سُوءٌ) و ۲. خدا ورق جنگ را برایتان برمیگرداند (فانقَلَبُوا).
همین هم شد. مَعبَد خُزاعی که از مشرکین بود در راه مکه، از کنار تجمع مسلمانان رد شد. وقتی به مشرکین رسید، گفت شنیدم میخواهید به مدینه بروید و جنگ شهری راه بیاندازید. نکنید! چنان جمعیتی در کنار محمد دیدم که در عمرم در هیچ جنگی این تعداد را ندیده بودم. [۲]
خدا نصرتش را اینگونه نازل کرد؛ در چشم مَعبَد، جمع مسلمانان را بسیار بیشتر جلوه داد. با این گزارش معبد، ترس و رعب در دل ابوسفیان و مشرکین قریش افتاد. همگی به سمت مکه فرار کردند. سخن خدا محقق شد: لَمیَمسَسهُم سوء. در خیابانها بمانید؛ خانه نروید. من خدا هستم. نصرتم را برایتان میفرستم. خیالتان راحت!
نمیگذارم تروریستها کوچکترین آسیبی در شهرهایتان به وجود بیاورند. تازه، ورق جنگ را برمیگردانم… بنشینید و تماشا کنید!
پانوشتها:
[۱] تاریخ الاسلام، ج۲، ص۲۲۵.
[۲] تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۵.
- منبع خبر : مژده خبر














Saturday, 17 October , 2026