
نحوه ورود به دنیای پرماجرای فرش
علاقه اکرم محبی به فرش، ریشه در خانواده دارد. او در خانوادهای بزرگ شده که مادر و مادربزرگهایش همگی بافنده فرش بودهاند. به گفته خودش، از چهارسالگی و همزمان با بازگشت مادرش به کار بافت، با فضای فرش و بافندگی آشنا شد؛ آشناییای که بهتدریج به علاقهای جدی تبدیل شد.
این پیوند خانوادگی با هنر فرش، در سالهای بعد مسیر زندگی حرفهای او را شکل داد. محبی پس از ازدواج تصمیم گرفت فعالیت اقتصادی مستقلی را در حوزهای آغاز کند که هم دوستش داشت و هم از آن شناخت کافی داشت.
او فعالیت خود را در سال ۱۳۹۰ با سرمایهای حدود ۶۰۰ هزار تومان آغاز کرد؛ سرمایهای اندک که برای راهاندازی کسبوکاری مستقل به کار گرفته شد. نخستین فعالیت او فروش مواد اولیه و ابزار مورد نیاز بافندگان، از جمله نخ و تجهیزات مرتبط با فرش بود.
شروع کار، آسان نبود. برای دریافت نمایندگی و تأمین مواد اولیه، ناچار بود مسیرهای مختلفی را پیگیری کند. سفر به تبریز برای دریافت نمایندگی، با توجه به مسئولیت نگهداری از دو فرزند خردسال، دشواریهای زیادی داشت. در نهایت، با جستوجو در اینترنت توانست با شرکتی ارتباط بگیرد که امکان ارسال مدارک از راه دور را فراهم میکرد و در آغاز مسیر نیز در تأمین برخی مواد اولیه به او کمک کرد.
همین تجربههای ابتدایی، بهتدریج زمینه گسترش فعالیت او را فراهم کرد؛ از تأمین مواد اولیه تا تولید، همکاری با بافندگان، معرفی محصولات و حضور در بازارهای داخلی و خارجی.
● کارآفرینی با تکیه بر توان زنان
محبی اکنون مدیریت مجموعهای را بر عهده دارد که فعالیت آن در حوزه فرش دستباف و حمایت از بافندگان شکل گرفته است. این مجموعه با هفت عضو اصلی فعالیت میکند و بنا بر اعلام او، درحال حاضر ۸۷ بافنده فعال با او همکاری دارند.
یکی از محورهای مهم فعالیت این مجموعه، فراهم کردن فرصت اشتغال برای زنان بهویژه زنان سرپرست خانوار است. محبی میگوید همکاری با این گروه به معنای محدود کردن فعالیت مجموعه به سرپرستان خانوار نیست؛ در میان افراد فعال در مجموعه، افراد با تخصصها و پیشینههای متفاوت نیز حضور دارند.
بااینحال، شرایط اقتصادی و محدودیت فرصتهای شغلی برای زنان در کرمانشاه، موجب شده حمایت از زنان سرپرست خانوار جایگاه ویژهای در فعالیتهای مجموعه داشته باشد.
او تأکید میکند که امسال بیشترین میزان جذب بافنده را در مجموعه خود تجربه کرده و بسیاری از افرادی که بهتازگی جذب شدهاند، جوان هستند.
این موضوع از دو جهت اهمیت دارد: نخست، ایجاد فرصت درآمدزایی برای زنان و دوم، انتقال مهارت بافت به نسل جوان؛ نسلی که اگر امکان فعالیت اقتصادی پایدار در این حوزه را پیدا کند، میتواند در حفظ و تداوم هنر فرش نقش مؤثری داشته باشد.
در شرایطی که بسیاری از مشاغل سنتی با مشکل جذب نیروی جوان روبهرو هستند، ایجاد زمینهای برای فعالیت نسل جدید در حوزه فرش میتواند به استمرار تولید و جلوگیری از کمرنگ شدن مهارتهای بومی کمک کند.
● احیای طرحهای اصیل

یکی از دغدغههای اصلی اکرم محبی، تنها تولید و فروش فرش نیست؛ او بر این باور است که فرش هر منطقه باید با ویژگیها، طرحها و هویت خاص خودش شناخته شود.
به گفته محبی، مجموعه در تلاش است طرحهای اصیل منطقه را دوباره استخراج، بازسازی و احیا کند تا بافندگان امروز نیز با این میراث آشنا شوند و امکان تولید آنها را داشته باشند.
محبی با اشاره به طرحهای فرش سنقروکلیایی و طرح عبداللهی، بر ضرورت بازشناسی و احیای این ظرفیتها تأکید میکند.
به اعتقاد او، در کنار تولید فرشهایی با سبکهای رایج و شناختهشده، باید برای طرحهای بومی نیز جایگاهی جدی در نظر گرفت.
او شهرهایی مانند نهاوند را نمونهای از مناطقی میداند که توانستهاند ویژگیهای خود را در حوزه فرش برجسته کنند و معتقد است کرمانشاه نیز میتواند با تکیه بر داشتههای تاریخی و هنری خود، هویت متمایزتری در بازار فرش به دست آورد.
این نگاه، فراتر از بازتولید چند طرح قدیمی است. احیای نقوش بومی میتواند به ایجاد تمایز در بازار، افزایش شناخت خریداران از خاستگاه فرش و حفظ پیوند میان محصول امروز و میراث هنری گذشته کمک کند.
البته تحقق این هدف به مستندسازی طرحها، آموزش بافندگان، فراهم کردن مواد اولیه مناسب و ایجاد بازار فروش برای محصولات حاصل از این نقوش نیاز دارد؛ اقداماتی که بدون همکاری تولیدکنندگان، نهادهای آموزشی و متولیان صنایعدستی دشوار خواهد بود.
● تلاش برای ثبت هویت و خاستگاه فرش کرمانشاه

یکی از محورهای مهم فعالیت محبی، پیگیری صدور شناسنامه هویتی برای فرش دستباف است؛ اقدامی که به گفته او، با هدف ثبت مشخصات محصول و شناسایی بهتر فرشهای تولیدشده در کرمانشاه دنبال میشود.
محبی خود را نخستین کارگزار رسمی صدور شناسنامه فرش دستباف در استان کرمانشاه معرفی میکند و میگوید فعالیت مجموعه در این حوزه در چارچوب همکاریها و فرایندهای مرتبط با مرکز ملی فرش ایران و سامانه GS1 دنبال میشود.
او توضیح میدهد که در گذشته، شناسنامههای فرش گاه بهصورت چاپی و با مشخصات نوشتهشده روی کاغذ، مهر و امضا تهیه میشدند؛ اما این شیوه امکان ثبت و بررسی اطلاعات محصول را به شکل ساختارمند و قابل جستوجو فراهم نمیکرد.
در شیوه جدید، استفاده از کد QR و ثبت اطلاعات محصول میتواند دسترسی به مشخصات ثبتشده را آسانتر کند و زمینه شناخت بهتر هویت فرش را برای خریداران فراهم آورد.
به بیان دیگر، هدف تنها الصاق یک برگه مشخصات به فرش نیست؛ بلکه ایجاد پیوند میان محصول، اطلاعات آن و هویت تولیدکننده و خاستگاه آن است. اگر این فرایند با اطلاعات دقیق، قابلاستعلام و بهروز انجام شود، میتواند در معرفی فرشهای مناطق مختلف و افزایش شفافیت بازار نقش مؤثری داشته باشد.
محبی در توضیح اهمیت این موضوع، به مسئله عرضه محصولات تولیدشده در کرمانشاه با نام و نشان دیگر مناطق اشاره میکند.
به گفته او، گاهی فرشهایی که با تلاش بافندگان کرمانشاهی تولید میشوند، در بازار با نام تجاری مجموعهها یا مناطق دیگر عرضه میشوند و در نتیجه، نام بافنده و محل واقعی تولید در حاشیه قرار میگیرد.
شناسنامهدار کردن فرش میتواند گامی برای شفافتر شدن این زنجیره باشد؛ بهگونهای که مشخصات ثبتشده محصول، خاستگاه و اطلاعات تولید آن بهتر قابل شناسایی باشد.
● نخستین شناسنامه و ظرفیت فرش سنقروکلیایی
به گفته اکرم محبی، نخستین فرشی که در این فرایند برای آن شناسنامه صادر کردهاند، فرشی از منطقه سنقروکلیایی با قدمتی حدود ۸۰ سال بوده است.
انتخاب چنین فرشی، از یک سو اهمیت تاریخی محصولات قدیمی و از سوی دیگر ضرورت ثبت اطلاعات و معرفی هویت آنها را برجسته میکند.
فرشهای کهن، علاوه بر ارزش هنری، بخشی از حافظه فرهنگی مناطق تولیدکنندهاند و ثبت مشخصات آنها میتواند به حفظ اطلاعات مربوط به طرح، بافت و خاستگاهشان کمک کند.
سنقروکلیایی نیز از مناطق شناختهشده در هنر بافت فرش استان کرمانشاه به شمار میروند. طرحها و ویژگیهای بافت این منطقه، بخشی از ظرفیت فرهنگی و اقتصادی فرش استان هستند؛ ظرفیتی که در صورت مستندسازی و معرفی مناسب، میتواند در بازارهای تخصصی نیز جایگاه بیشتری پیدا کند.
از نگاه محبی، ثبت هویت فرش و احیای طرحهای اصیل باید در کنار هم پیش بروند. شناسنامه، مشخصات محصول را معرفی میکند و احیای نقوش بومی نیز به حفظ ویژگیهایی کمک میکند که فرش یک منطقه را از محصولات مناطق دیگر متمایز میسازد.
● فراتر از مرزهای استان و کشور
اکرم محبی طی سالهای فعالیت خود در حوزه فرش و صنایعدستی، در رویدادها و فعالیتهای بینالمللی نیز حضور داشته است. او از مشارکت در برنامههایی در میانمار، دوشنبه و گرجستان یاد میکند و میگوید آثارش در ترکیه مورد توجه قرار گرفته است.
او همچنین از سخنرانی در نخستین کنفرانس بینالمللی فرش در مجارستان و ارائه مقالهای نمایهشده در پایگاه ISI خبر میدهد؛ تجربههایی که نشان میدهد فعالیت او تنها به تولید و فروش محدود نبوده و ابعاد پژوهشی و معرفی بینالمللی را نیز دربر گرفته است.
محبی میگوید از حدود سال ۱۳۹۵ فعالیتهایی را برای معرفی فرش و صنایعدستی ایران در اتریش دنبال کرده و فضایی برای نمایش محصولات در این کشور در اختیار مجموعه قرار گرفته است.
به روایت او، شکلگیری این ارتباط به همکاری با یک مجموعه فعال در حوزه گردشگری و برنامههای مرتبط با معرفی فرهنگ و هنر ایران بازمیگردد.
در جریان برگزاری یک نمایشگاه در اتریش، مسئولان محلی از آثار ارائهشده بازدید کردند و پس از استقبال از آنها، امکان استفاده مستمر از فضایی برای نمایش محصولات فراهم شد.
این فضا فرصتی برای معرفی فرش کرمانشاه و محصولات مجموعه «باغ بهشت گره» ایجاد کرده است؛ فرصتی که میتواند در کنار نمایش محصولات، زمینه ارتباط با مشتریان و فعالان بازار خارجی را نیز فراهم کند.
محبی همچنین از همکاری با مخاطبان و مجموعههایی در مجارستان، گرجستان، عراق، ترکیه و اتریش یاد میکند و میگوید با شرکتی در چین نیز همکاری دارد که برای آن، سالانه حدود ۱۰۰ اثر تولید میکنند.
این فعالیتها، در صورت استمرار و توسعه، میتوانند به تنوعبخشی بازار فروش فرش و صنایعدستی کمک کنند. بااینحال، حضور در بازار خارجی صرفاً به تولید محصول محدود نیست؛ شناخت سلیقه مشتری، حفظ کیفیت، مدیریت هزینهها، حملونقل و رعایت الزامات صادراتی نیز در تداوم همکاریها نقش تعیینکننده دارند.
● صادرات فرش؛ از سفارشهای خارجی تا دشواریهای اجرایی
اکرم محبی در تشریح وضعیت صادرات، میان سفارشهای عمده و سفارشهای انفرادی مشتریان خارجی تفاوت قائل میشود. به گفته او، شرایط ناشی از جنگ و محدودیتهای مرتبط با برخی کشورها، فعالیت در بخشهایی از بازار و صادرات عمده را دشوار کرده است؛ بااینحال، سفارشهای انفرادی مشتریان خارجی همچنان ادامه دارند.
این توضیح نشان میدهد که نمیتوان از توقف کامل ارتباط با بازارهای خارجی سخن گفت؛ بلکه وضعیت صادرات با توجه به نوع سفارش، مقصد و محدودیتهای موجود متفاوت است.
او از تجربههای دشوار خود در مسیر صادرات نیز یاد میکند و میگوید در سالهای گذشته، بهویژه هنگام پیگیری مجوزهای لازم، گاه ناچار بوده برای پیشبرد کار از افراد و مجموعههای مستقر در شهرهای دیگر کمک بگیرد.
حضور در نمایشگاههای بینالمللی نیز برای تولیدکنندگان کوچک و متوسط، پیچیدگیهای خاص خود را دارد. انتقال محصولات به کشور مقصد و بازگرداندن آنها، تشریفات گمرکی و مقررات صادراتی میتواند هزینهبر و زمانبر باشد.
برای تولیدکنندهای که در کنار مدیریت کسبوکار، مسئولیت تأمین مواد اولیه و هماهنگی با بافندگان را نیز بر عهده دارد، این دشواریها فشار مضاعفی ایجاد میکند.
از این منظر، توسعه صادرات فرش کرمانشاه تنها به تلاش فردی تولیدکنندگان وابسته نیست؛ تسهیل فرایندهای اداری، ارائه مشاوره تخصصی و فراهم کردن زیرساختهای مناسب برای حضور در نمایشگاههای خارجی نیز اهمیت دارد.
● چالش مواد اولیه؛ ظرفیت پشم سنجابی و ضرورت فرآوری در استان
یکی از مهمترین مشکلاتی که محبی برای بافندگان کرمانشاه مطرح میکند، دسترسی محدود به مواد اولیه مرغوب و مناسب است. به گفته او، بخش قابل توجهی از مواد اولیه مورد نیاز باید از شهرهای دیگر بهویژه تبریز تأمین شود؛ مسئلهای که هزینه تولید را افزایش میدهد و دسترسی سریع و مستمر به مواد مورد نیاز را دشوار میکند.
در مقابل، استان کرمانشاه از ظرفیتهایی برخوردار است که میتوانند در صورت برنامهریزی مناسب، بخشی از نیاز تولیدکنندگان را تأمین کنند.
محبی به پشم گوسفند سنجابی اشاره میکند و معتقد است این ماده ارزشمند، بهجای آنکه صرفاً بهصورت خام از استان خارج شود، میتواند در داخل منطقه فرآوری و به نخ مناسب برای بافت فرش تبدیل شود.
فرآوری محلی مواد اولیه، درصورت برخورداری از زیرساخت و کیفیت مناسب، میتواند چند نتیجه مهم به همراه داشته باشد: کاهش بخشی از هزینههای تأمین مواد، ایجاد فرصتهای شغلی تازه، تقویت زنجیره ارزش در استان و فراهم کردن امکان استفاده بیشتر از ظرفیتهای بومی.
البته این مسیر به سرمایهگذاری، دانش فنی، تجهیزات و کنترل کیفیت نیاز دارد. ایجاد ارتباط میان دامداران، واحدهای فرآوری، تولیدکنندگان نخ و بافندگان میتواند به شکلگیری زنجیرهای منسجمتر برای تولید فرش در استان کمک کند.
● طراحی دستگاه تبدیل پیله به نخ ابریشم؛ نوآوری در مقیاس کوچک

تلاش محبی برای پیوند دادن تجربه سنتی با امکانات فنی، به حوزه تبدیل پیله به نخ ابریشم نیز رسیده است.
او میگوید با همکاری “خانم جابریان” از همکاران قدیمی مجموعه که سابقه کسب مقام در مسابقات فرش را دارد، دستگاهی را طراحی کردهاند که فرایند تبدیل پیله به نخ ابریشم را در مقیاسی کوچکتر انجام میدهد.
محبی که به گفته خودش به تمام مراحل تولید فرش، از ابتدا تا انتها، علاقهمند است، پیشتر در دورههای نقاشی نیز شرکت کرده بود و در ادامه فعالیتهایش به تولید و آمادهسازی مواد مرتبط با فرش ابریشمی توجه نشان داد.
به گفته او، از آنجا که تهیه دستگاههای بزرگ و صنعتی برای مجموعه امکانپذیر نبود، تصمیم گرفتند دستگاهی در مقیاس خانگی طراحی کنند تا بتوانند با امکانات محدودتر، فرایند تبدیل پیله به نخ ابریشم را انجام دهند و زمینه پذیرش سفارشهای مرتبط را فراهم کنند.
این دستگاه هنوز به ثبت نرسیده و محبی میگوید در حال انجام هماهنگیهای لازم برای ثبت آن هستند.
اهمیت چنین ابتکاری، در تلاش برای یافتن راهکاری متناسب با امکانات یک مجموعه کوچک نهفته است. طراحی تجهیزات در مقیاس محدود میتواند راهی برای آزمودن روشهای تولید و کاهش وابستگی به تجهیزات پرهزینه باشد.
اگر این طرح پس از طی مراحل فنی و قانونی به نتیجه برسد، میتواند نمونهای از تلاش برای توسعه ابزارهای متناسب با نیاز تولیدکنندگان کوچک در زنجیره فرش ابریشمی باشد.
● تألیف کتاب «بازاریابی دیجیتالی فرش دستباف»

فعالیت محبی در حوزه فرش، به تولید، صادرات و شناسنامهدار کردن محصولات محدود نمانده است. او امسال کتابی با عنوان «بازاریابی دیجیتالی فرش دستباف» منتشر کرده که حاصل گردآوری مطالب و تجربههایی است که طی سالهای فعالیت خود در این حوزه به دست آورده است.
محبی میگوید زمینه تحصیلیاش در حوزه مدیریت و کسبوکار و تشویق استادانش، او را به این سمت سوق داد که یادداشتها و مطالب پراکنده سالهای گذشته را گردآوری کند و در قالب کتاب در اختیار مخاطبان قرار دهد. او برای انتشار اثر خود با ناشرانی گفتوگو کرد و در نهایت توانست آن را به چاپ برساند.
موضوع کتاب، بازاریابی فرش دستباف در شرایطی است که بخش بزرگی از ارتباطات تجاری و معرفی محصولات به فضای دیجیتال منتقل شده است.
شبکههای اجتماعی، وبسایتها و ابزارهای ارتباطی آنلاین میتوانند به تولیدکنندگان کمک کنند تا بدون اتکا به حضور فیزیکی در همه بازارها، محصولات خود را معرفی کنند، با مشتریان ارتباط بگیرند و اطلاعات دقیقتری درباره آثارشان ارائه دهند.
البته حضور در فضای مجازی بهتنهایی تضمینکننده فروش نیست؛ کیفیت محتوای معرفی، تصاویر مناسب، ارائه اطلاعات معتبر، پاسخگویی منظم و اعتمادسازی در ارتباط با مشتریان، همگی در اثربخشی بازاریابی دیجیتال نقش دارند.
محبی نیز در همین مسیر، از فعالیت خود در اینستاگرام و راهاندازی وبسایت برای معرفی محصولات یاد میکند.
تجربه او نشان میدهد که استفاده از ابزارهای دیجیتال میتواند در کنار روشهای سنتی فروش، مسیر تازهای برای معرفی فرش دستباف ایجاد کند؛ بهویژه برای مجموعههایی که قصد دارند مشتریان خود را از مرزهای جغرافیایی فراتر ببرند.
● ضرورت حمایت پایدار از فرش بافان
محبی در بیان وضعیت بافندگان استان، از وجود حدود سه هزار بافنده بیمهشده در کرمانشاه خبر میدهد و تأکید میکند که وضعیت بیمه، مواد اولیه، فرصتهای شغلی و حمایتهای اجتماعی از جمله مسائل مهم این حوزه است.
به گفته او، بافندگان با دشواریهای متعددی روبهرو هستند؛ از جمله کمبود مواد اولیه مناسب، محدودیت تسهیلات و نبود حمایتهایی که بتواند فعالیت آنها را به شغلی پایدار تبدیل کند.
از سوی دیگر، مهارت بافت فرش نیازمند زمان، دقت و تجربه است. اگر بافنده از درآمد مناسب و شرایط کاری قابل اتکا برخوردار نباشد، ادامه فعالیت در این حرفه برای او دشوار خواهد شد. نتیجه این وضعیت میتواند کاهش انگیزه نسل جوان برای ورود به حوزه فرش و در بلندمدت، تضعیف ظرفیت تولید باشد.
در چنین شرایطی، حمایت از بافندگان تنها به پرداخت تسهیلات محدود نمیشود؛ بیمه، آموزش، دسترسی به مواد اولیه، ایجاد بازار فروش، معرفی آثار و فراهم کردن امکان حضور در نمایشگاههای تخصصی نیز میتوانند در بهبود وضعیت این گروه مؤثر باشند.
● گلایه از کمبودها و عدم حمایت ها و حذف رشته دانشگاهی صنعت و هنرفرش
محبی با وجود تلاشهای صورتگرفته در مجموعه خود، از نبود حمایت کافی از تولیدکنندگان و صنعتگران گلایه دارد.
او میگوید از زمان آغاز فعالیتش تاکنون تسهیلاتی دریافت نکرده و حتی امکان بهرهمندی از نمایشگاه رایگان نیز برایش فراهم نشده است. به اعتقاد او، با وجود تلاشهایی که برخی مسئولان انجام میدهند، سطح حمایتها با نیازهای واقعی تولیدکنندگان تناسب کافی ندارد.
او در عین حال احتمال میدهد محدودیتهای اقتصادی کشور نیز در این وضعیت نقش داشته باشد، اما تأکید میکند که مقایسه شرایط کرمانشاه با برخی شهرهای دیگر، ضرورت توجه بیشتر به زیرساختهای تخصصی فرش را نشان میدهد.
از نگاه محبی، برگزاری نمایشگاهها، کارگاههای تخصصی و سمینارهای مرتبط با فرش میتواند هم به معرفی تولیدکنندگان کمک کند و هم فضای یادگیری و تبادل تجربه را گسترش دهد.
یکی از مهمترین نگرانیهای او، منحل شدن رشته دانشگاهی فرش در استان است؛ موضوعی که محبی آن را از تجربههای تلخ مسیر تحصیلی خود نیز میداند. او میگوید بهدلیل شرایط پیشآمده، برخلاف میل باطنیاش ناچار به تغییر رشته شده است.
به اعتقاد اکرم محبی، وقتی آموزش تخصصی فرش تضعیف شود و دانشآموزان نیز بدون شناخت کافی از ارزش این هنر وارد رشته شوند، علاقهمندی و انگیزه برای ادامه فعالیت حرفهای کاهش مییابد.
او معتقد است راهاندازی دوباره رشته دانشگاهی فرش و تقویت آموزش تخصصی، در کنار حمایت از تولیدکنندگان، میتواند زمینه را برای تربیت نیروهای ماهر و حفظ میراث هنری استان فراهم کند.
تجربه شهرهایی که بهطور مستمر نمایشگاهها و برنامههای آموزشی برگزار میکنند، از نگاه او نشان میدهد که توسعه فرش تنها با تلاش چند تولیدکننده محقق نمیشود؛ بلکه به محیطی نیاز دارد که آموزش، تولید، بازاریابی و معرفی هنری در آن به یکدیگر متصل باشند
● هنر فرش میراثی ماندگار برای کرمانشاه
فعالیتهای مهندس اکرم محبی، از فروش مواد اولیه با سرمایهای محدود تا حضور در بازارهای خارجی، از شناسنامهدار کردن فرش تا تألیف کتاب و طراحی دستگاه تبدیل پیله به نخ ابریشم، تصویری از تلاش یک فعال حوزه فرش برای گسترش فرصتهای این هنر ارائه میدهد.
بااینحال، آنچه در روایت او بیش از هر چیز دیده میشود، فاصله میان ظرفیتهای موجود و امکانات در دسترس تولیدکنندگان است.
کرمانشاه از نیروی انسانی ماهر، طرحهای بومی، پیشینه بافت و مواد اولیهای برخوردار است که میتوانند در صورت ایجاد زیرساختهای مناسب، به پایههای توسعه اقتصادی این هنر تبدیل شوند.
احیای طرحهای سنقر و کلیایی، معرفی خاستگاه واقعی فرشها، تقویت نظام شناسنامهدار کردن محصولات، فرآوری پشم سنجابی در داخل استان، حمایت از زنان بافنده و گسترش آموزش تخصصی هرکدام بخشی از این مسیرند.
در کنار این اقدامات، توسعه بازارهای صادراتی و استفاده از ابزارهای دیجیتال نیز میتواند به تولیدکنندگان کمک کند تا محصولات خود را به مخاطبان بیشتری معرفی کنند؛ مشروط بر آنکه کیفیت تولید، اعتماد مشتری و هویت محصول در مرکز برنامهریزی قرار گیرد.
داستان اکرم محبی نشان میدهد که حفظ فرش دستباف فقط به نگهداری از یک هنر قدیمی محدود نیست. این هنر زمانی میتواند آیندهای پایدار داشته باشد که بافنده از امنیت شغلی برخوردار باشد، تولیدکننده به مواد اولیه مناسب دسترسی داشته باشد، طرحهای بومی فراموش نشوند و نام و خاستگاه محصول در بازار بهدرستی شناخته شود.
فرش کرمانشاه برای دیده شدن، به چیزی فراتر از معرفی در نمایشگاهها نیاز دارد؛ به برنامهای پیوسته برای حفظ هویت، تقویت تولید و پیوند دادن میراث هنری منطقه با نیازهای بازار امروز. تلاشهایی مانند فعالیتهای محبی میتوانند بخشی از این مسیر را هموار کنند، اما تداوم و گسترش آن، به همراهی آموزش، نهادهای پشتیبان، بازار و سیاستگذاری مؤثر نیاز دارد.

پایان گزارش/
- نویسنده : جعفر جعفری
- منبع خبر : مژده خبر
















Thursday, 15 October , 2026