علی زارعی چمه سفیرصلح وسازش پایگاه عالمان وسازنده مسجدومحراب بود خدمات مومنین وبزرگان مردان بزرگ درتاریخ برای همیشه ماندگاروبه یادگاراست . تربیت فرزندان صالح علمی شجاع ورزمنده ومدیران بزرگترین رسانه کشوری سراسری ومحلی درروستای چمه نام بردن ۸رسانه ومدیریت ۷۰خبرنگارگفتنش به زبان اسان است این ازافتخارات ومعجزات ان شخصیت صالح مومن وابوذرزمان مرحوم علی زارعی […]

علی زارعی چمه سفیرصلح وسازش پایگاه عالمان وسازنده مسجدومحراب بود
خدمات مومنین وبزرگان مردان بزرگ درتاریخ برای همیشه ماندگاروبه یادگاراست .
تربیت فرزندان صالح علمی شجاع ورزمنده ومدیران بزرگترین رسانه کشوری سراسری ومحلی درروستای چمه نام بردن ۸رسانه ومدیریت ۷۰خبرنگارگفتنش به زبان اسان است این ازافتخارات ومعجزات ان شخصیت صالح مومن وابوذرزمان مرحوم علی زارعی چمه بوده وهست
پروردگارفرمان داده که والدین صالح نیکی کنیدشخصیتی مهربان مهمانوازودوست داشتنی فردی که معنویت نورایمان درچهره اش هویدابودبیان این عبارت کمی برای من سخت است منزل ابوی بصورت شبانه روزبروی مهمانان وعلماوروحانیت خصوصاتمام اعیادمذهبی بروی مردم بازبود
یاد پدری فداکار ومردخداومومن واقعی به تمام معنابایستی بصورت کتاب منتشرنمودوحق مطلب پدری ادانمود هرچند ممکن است برای فرزندان، دردآور و غم انگیز باشد.
مردی اندیشمندوبطورکلی ازاول صبح باطلاوات قران وخوابیدن هم باطلاوات قران بخواب می رفت قران همیشه درکناردستش بود
سفیرصلح وسازش بودبه وی ایمان واعنقادکامل داشتن درتمام مشگلات به مردم کمک میکردمردم شبانه روزبه وی مراجعه میکردن ومردم به وحدت وصبوریدعوت میکرد.
علیرغم برادرانی پاک وخانواده ای مذهبی ومتدین داریم ولی هیچگاه جای ایشان نمیتوانیم پرکنیم وقتی فرزندان وعروسان نحوه هابه دیدارپدرمی امدندبیاددارم که هم زمان سه نفرازنوهایگی روی زانوی چپ ویکی زانوی راست ویکی هم بغل پدربود همیشه نوه هارقابت داشتن زودتربخدمت پدربرسند.
به اختصار از حَسَنات پدر مرحومم می گویم، بی آن که بخواهم ذرّه ای در این مقال، گزافه بگویم یا تعریف و تمجیدی

بسیاری می دانند و شاید بسیاری نیز ندانند که دینور؛ زمانی در دل تاریخ نه چندان دور ایران زمین، مهد تمدّن دینی و اسلامی و زادگاه علمای بزرگی بوده که در سپهر دیانت، حرف نخست را در غرب کشور، بلکه در ایران زمین زده اند. برای همین؛ تاثیرگذاری این منطقه حتی در سیاست و قدرت سیاسی نیز، زبانزد خاص و عام بوده است. کتب فاخر بسیار مهم و ارزنده ای از اندیشه های علمی و ادبی و تاریخی و فرهنگی و سیاسی مردمان دینور، به زیور چاپ آراسته شده و برخی از این کتب، در مراکز علمی بغداد و نجف آن زمان، تدریس شده است. علما و خطبای بزرگ این سامان، همواره سرآمدان تقوا، فرهیختگی، فهم و کمال و درایت و والایی بوده اند.
پدرم؛ در روستای چمه ی دینور، در سال ۱۳۱۸ هجری شمسی، دیده به جهان گشود و چون خانواده اش؛ مذهبی، متدیّن، اهل علم و با علمای طراز اول منطقه و استان کرمانشاه، مراوده و سابقه رفاقت و رفت و آمد داشتند، علی زارعی چمه؛ برای من، پدری بسیار متدیّن، مهربان، متقی و مقیّد به انجام فرائض و متعهد به رتق و فتق امور و حلّ مشکلات اهالی بودند. این سخن را نه تنها بنده که با افتخار، فرزند آن بزرگوار هستم، بلکه همه ی اهالی و به ویژه علما و روحانیون متدیّن به کرّات در محافل و مجالس و به مناسبت های مختلف، به صراحت بیان کرده و می کنند که ایشان؛ مردی به غایت مردم دار، باتقوا و متعهد و مقید به انجام واجبات و مستحبات شرعی همچون نماز و روزه و پرداخت خمس و زکات و اهتمام به یاری رساندن به ایتام و مساکین بودند و در رفتار اجتماعی و روابط با مردم؛ بسیار متواضع بودند و همه ی مردم را از هر سنّی و از هر قشری، تکریم می نمودند.
آن مرحوم بی هیچ تردید؛ اسوه ی زُهد و تقوی و سرآمد عرفان عملی بودند و در عین حال، با وجود شغل شریف کشاورزی و مشغله ی فراوان، هیچ گاه نماز جماعت یا نوافل و مستحبات را ترک ننموده و از این نظر، شهره ی عام و خاص بودند.
او به شدّت خود را ملزم به رسیدگی به حلّ مشکلات مردم و رفع اختلافات فیما بین آن ها می دانست و به همین دلیل وی را به عنوان شخصی که الگوی صلح و سازش بین مردم و یاری گر ضعفا و محرومان جامعه است، می شناختند. این خصیصه بارز باعث شد تا از وی به عنوان عضو موثر شوراهای حلّ اختلاف، بهره ببرند و بدین ترتیب پدرم در مدت عضویتش در این شوراها؛ مسبّب اصلی حلّ و فصل بسیاری از اختلافات و اصلاح امور بین مردم بود و همگان ایشان را به عنوان یک انسان صلح طلب و اصلاح گر ارزنده می شناختند.
مرحوم ابوی حقیر در دوران حیاتش برای رسیدن به پاسخ سئوالات شرعی، پرداخت خمس و زکات،که مدارک ومستنداتش موجوداست در فراگیری تجربیات عملی در امور دینی و نیز به واسطه عشق و علاقه ای که به اسلام و انقلاب و روحانیّت داشت اکثرمردم وهمسایگان برای امورات دینی ومذهبی وحتی گرفتن استخاره به وی مراجعه میکردندویادم هست که خانمی درروزاول زایمانش توسط همسرش بشدت کتک کاری وخون بشدت،ازسرش جاری شده بودکه پدرهمسراین خانم رااحضارنمودوبامهربانی گفت مسلمان شماازخدانمی ترسی حداقل رحم به وضع حال حلال همسرت کن لذابانصایح وامربه معروف ونهی ازمنکرهمان چندین دقیقه انهارااشتی دادودست همدیگرگرفتن وبه زندگی خودادمه دادندقبل ازاینکه پدرهمسرخانم احضارکندبشدت کریه میکرد میگفت حاج اقادرب قران بازکن ببین استخاره وقران راه میدهدمیترسم نگذاردطفلم ببینم وهم اکنون گرسنه واحتیاج به شیرداردکه پدرگفت به کمک خدامشگل شما حل وفصل میکنم وازهمه مهمتر روابط بسیارسازنده و مستمر و ملاقات های ارزنده ای با حضرت آیت الله پسندیده اخوی بزرگترامام خمینی ره داشت وهمچنین روابط نزدیکیبا سایرعلمای قم وجامعه روحانیت وجامعه مدرسین وخصوصا؛ جناب حاج آقا شیخ مجتبی تهرانی، مرحوم آیت الله حاج شیخ فرج الله وحاج شیخ محمدرضا کاظمی، آیت الله حجّتی هرسینی، آیت الله خرّمشاهی،ایت الله جلیلی، مرحوم آیت الله زرندی، مرحوم آیت الله حاج آخوند و معبودی ومعصومی لاری وغیره داشت.
در خانواده؛ فردی بسیار ملایم، مهربان، اهل رفق و مدارا و عمیقا خانواده دوست بود. همواره لبخند بر لب داشت، خیلی صبور و پرحوصله بود و چنان قوی و پر انرژی که ناخودآگاه همه را به سمت خود جذب می کرد. نه من؛ که اعضای خانواده، نبود او را در جمع خود هنوز باور نکرده امّا بر اساس آموزه های دینی و قرآنی؛ مقدّرات خداوند را پذیرفته ایم و می دانیم که:
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذی الجلال و الاکرم.
همه انفس لاجرم موت را می چشند و ما نیز دنباله رو همه کسانی هستیم که به اذن خداوند تبارک و تعالی آمده اند و به اذن او می روند.
پدر بزرگوارم دوم شهریور ماه سال ۱۳۹۶ پس از ۷۸سال عمر پر خیر و برکت، در حالی که پیشانی بر مُهر و بر روی سجّاده ی نماز بودوهمیشه دایم الوضوح بود، دعوت حقّ را لبّیک گفت و در جوار رحمت بی پایان الهی، آرام گرفت.یادوخاطره اش برای ماوسایراقوام همسایکان وهم ولایتی هاگرامی است.

پایان مطلب/

  • نویسنده : مهدی زارعی چمه روزنامه نگار