مژده خبر- بی‌شک تحلیل‌های بی‌مایه و سطحی موجب اختلال شدید محاسباتی در دستگاه تحلیلی خودی می‌شود. آمارها به خودی خود هیچوقت قطعیت ندارند. اساسا آمار یعنی احتمال و‌ عدم قطعیت. حتی در صورت صحت آمار فوق اینکه آمریکا طی ۵۰ سال گذشته در تابستان عملیات نظامی نداشته است این اطمینان را به ما نمی‌دهد که هیچگاه در تابستان عملیات نظامی نخواهد کرد. چنانچه خلاف این احتمال رخ داد تکلیف چیست؟

ما در برهه قبل از جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۳۹ روزه رمضان نیز شاهد چنین تحلیل‌ها و آمارهایی بودیم تا جایی که فرمانده اسبق سپاه پاسداران اعتقادی به توانایی اسراییل برای حمله به ایران نداشت. نهادی غیر مرتبط با مسائل نظامی مانند عقیدتی سیاسی یک رده نظامی فرموده بودند: «آمریکا در ماه رمضان عملیات نظامی نخواهد کرد». اما دقیقا دو بار تهاجم آمریکا رخ داد و متاسفانه نتیجه آن شهادت قائد و‌ امام امت بود.

حتی برخی کارشناسان معروف با اطمینان عجیبی معتقد بودند آمریکا جنگ جدیدی علیه ایران آغاز نخواهد کرد. و همه این تحلیل‌ها اشتباه بود.

اما مسئله مهمتر نوع تفکر تحلیلی برخی از تحلیلگران و مراجع رسمی و غیر رسمی است.
▪️باید پرسید از نظر شما جنگ یعنی چه؟
▪️ چه اتفاقی رخ بدهد آنرا جنگ تلقی می‌کنید؟
▪️ تجاوز از نظر شما چه مفهومی دارد و آیا عمق، سطح، مرکز و حاشیه در مفهوم آن اثر دارد؟

ما در همین لحظه در میانه جنگ هستیم. جنوب کشور، مرکز، غرب و شرق و… روزانه شاهد تجاوزات نظامی مستمر آمریکاست. آیا این تجاوزات، جنگ نیست؟ اگر نیست پس چیست؟ رفاقت؟ شوخی؟ بازی؟ مانور ساختگی؟
حتما باید تهران زیر بمباران برود تا عده‌ای باور کنند جنگ است؟
چه فرقی می‌کند یک متر مربع از جزیره بوموسی مورد هدف یک گلوله سلاح انفرادی دشمن قرار بگیرد یا مرکز تهران بمباران شود؟ تجاوز تجاوز است و دشمن نباید جرات و جسارت شلیک حتی یک گلوله کلت کمری به خاک و کیان ایران اسلامی را داشته باشد.
پاسخ تجاوز محدود به بوموسی را باید همانگونه داد که پاسخ بمباران گسترده و فرشی مرکز تهران.
آن آقایانی که خیلی راحت جنگ را تهران و غیر تهران کرده‌اند باید در این دنیا و قیامت پاسخگو باشند. مگر می‌شود جنگ در جنوب، جنگ نباشد و فقط زمانی جنگ تلقی گردد که به تهران برسد؟

چرا عده‌ای نمی‌فهمند دشمن در حال زائل کردن غیرت ماست؟ چرا درک نمی‌کنند دشمن با ارتکاب تجاوزهای کوچک، محدود و زیرآستانه در حال اجرای استراتژی غورباقه‌پز کردن ما در بلند مدت است؟ دشمن حساسیت ما به تجاوز را با این روش کم می‌کند.
نشود روزی به خودمان بیاییم که غیرت‌مان بر باد رفته باشد، خاک‌مان اشغال، خانمان‌مان ویران و شرافت‌مان لکه‌دار…

چه بسا اگر پاسخ ترور حاج قاسم، ترور مرحوم اسماعیل هنیه، اولین تجاوز اسراییل به چند نقطه از مراکز نظامی کشور و… را با جنگیذسنگین، پردامنه و منطقه‌ای داده بودیم الان درگیر تداوم و تکرار چند جنگ فرسایشی و مداوم نبودیم و رهبری و فرماندهان ما به شهادت نرسیده بودند.

یادمان نرود که پس از اولین حمله اسراییل به خاک ایران (که منجر به شهادت چند تن از نیروهای عزیز و‌ خدوم ارتش جمهوری اسلامی ایران شد)، عده‌ای نادان یا خائن القاء می‌کردند که اتفاق خاصی رخ نداده، حمله دشمن مذبوحانه بوده، حمله‌ای محدود و بی‌اهمیت بوده، همین بود توان دشمن و…
اما رهبری شهید در سخنرانی رسمی فرمودند نباید این مسئله کوچک‌نمایی شود.
حق با آن پیر فرزانه بود، اسراییل پنجره حمله به ایران را گشوده بود و عده‌ای نادان فکر می‌کردند اتفاق خاصی رخ نداده است. اتفاق خاص همان جرات دشمن در حمله به خاک ما بود نه سطح، عمق، گستردگی و قدرت حمله دشمن. همان پنجره باز شد که ختم به بمباران بیت رهبری شد.

اکنون که دشمن برای سومین بار به ما حمله کرده چنان باید مورد تهاجم ما قرار گیرد که زین‌پس حتی جرات شلیک یک گلوله سلاح انفرادی به آب‌های حاکمیتی ما را نیز نداشته باشند.
دشمن باید چنان هزینه‌ای بدهد که از فکر و‌ گمان حمله به ایران نیز دچار وحشت و رعشه شود. نه هر چند ماه یکبار در سایه حماقت یا خیانت عده‌ای نادان (که توانایی تشخیص مصالح حیوانات خانگی خود را نیز ندارند) یک جنگ علیه ما آغاز کند.

نویسنده: احسان کرمی
۳۰ تیر ۱۴۰۴

 

  • منبع خبر : مژده خبر