اگر بر این واقعیت باور داشته باشیم که «حماسه ی ملی» هنری است استثنایی، هنری نیست که همانند سایر هنرها «چون شعر،موسیقی،قصه، نمایش، معماری ، مجسمه سازی و… همواره در ازنای تاریخ وجود داشته، و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود.حماسه ی ملی محتوای عمیقاً سیاسی فرهنگی دارد که […]
اگر بر این واقعیت باور داشته باشیم که «حماسه ی ملی» هنری است استثنایی، هنری نیست که همانند سایر هنرها «چون شعر،موسیقی،قصه، نمایش، معماری ، مجسمه سازی و… همواره در ازنای تاریخ وجود داشته، و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود.حماسه ی ملی محتوای عمیقاً سیاسی فرهنگی دارد که تنها هنگام کوشش قوم برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می شود تا به شکل گیری و یا تشکیل مجدد ارگایزم واحدی به نام جامعه ی ملی یاری رساند.۱
و چنانکه دیگران در پهنه ی زمان براین امر تکیه کردهاند که حماسه ی ملی ایرانیان واکنشی است در برابر تجزیه ی شدید روح ملی در پی هجوم اقوام بیگانه، که البته پیش نیاز آن تباهی از درون است؛ که در اواخر حکومت ساسانی روی داده بود؛۲
زیرا «هیچ نیرویی نمی تواند از بیرون یا درون بر روح یک قوم چیره شود، مگر آنکه روح آن قوم از پیش مرده باشد.» ۳
سیاست های دینی،فرهنگی،اجتماعی حکومت ساسانی به خصوص با ظهور مؤبد موبدان پرقدرت و البته جزم اندیشی چون کرتیر، همراه با درگیری شاهزادگان و آمد و رفتن های سیاسی پادشاهان و درست استقرار نیافتن نهاد پادشاهی و….موجب شده بود که امپراتوری ساسانی از درون دچار در هم شکستگی و آشفتگی شود و ضربه ای نیاز بود که آن هم با حمله ی اعراب به وقوع پیوست.
به هر روی روشن است که این آشفتگی سیاسی و در هم شکستن، روبنای از هم پاشیدگی روح قومی و از بین رفتن هویت ملی، یعنی نبود وحدت خود آگاهی و ناخود آگاهی قومی و این بزرگ ترین تباهی است که ممکن است بر مردم فرود آید. چرا که در این شرایط کنش قوم در بعد بیرونی و شکل سیاسی خود که نمودار ارتباط با ملل دیگر، و تعیین ارزش جایگاه خود در پهنه ی جهان است. خود را به قول هگل به شکل بیهودگی سیاسی نمودار می کند.۴
اما این برش ایجاد شده بین خود آگاهی و ناخود آگاهی که به نوعی تعبیری از عدم درک تاریخی است، یا به زبان دیگر ندیدن تاریخ به صورت یک فرایند، انسانی فاقد خاطره به وجود می آورد و این خود بلای خانمان سوز است.چرا که «بشریتی که از شناخت و درک ژرفای تاریخ خود چشم پوشی کند، بشریتی فاقد خاطره خواهد بود، این بشریت در وضعیت انسانی خواهد بود که حافظه ی خود را از دست داده است.» ۵
- نویسنده : مظفر احمدی دستگردی پژوهشگر شاهنامه
- منبع خبر : مژده خبر


















Wednesday, 28 January , 2026