
به گزارش خبرنگار مژده خبر، کتاب «غریب غرب» یک مستند داستانی است که بر اساس زندگی شهید سید محمدسعید جعفری (شهید شاخص ملی سال ۱۳۹۶) در قالب «قصه فرماندهان»، به قلم پروانه نوری و توسط انتشارات سوره مهر (ناشر برتر اندیشه و هنر انقلاب اسلامی) به نگارش درآمده است. چاپ اول این کتاب مهر ماه ۱۴۰۴ در ۱۰ فصل و ۱۵۵ صفحه منتشر شده است.
شهید سید محمدسعید جعفری اولین فرمانده سپاه استان کرمانشاه و فرمانده اولین عملیات نظامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که جهت آزادسازی لشکر ۲۸ سنندج از چنگال ضدانقلاب، با حکم امام خمینی (ره) و اختیارات تام از سوی شهید سپهبد قرنی به فرماندهی نیروهای نظامی اعم از سپاه، ارتش و نیروی هوایی منصوب شد و این عملیات را با موفقیت تمام مدیریت کرد. او در سال ۱۳۹۰ از سوی مقام معظم رهبری مفتخر به لقب «شهید پیشرو و پیشتاز» گردید.
شهید جعفری در ۱۸ بهمن ۱۳۳۱ در ایام تصدی پدرش بر گمرک خسروی در شهرستان قصرشیرین به دنیا آمد و تنها ۳۴ روز پس از شروع جنگ تحمیلی در ۴ آبان ۱۳۵۹ شربت شیرین شهادت نوشید و به لقاءالله پیوست.
پروانه نوری نویسنده کتاب غریب غرب، از فعالان حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس کرمانشاه است و پیش از این نیز کتاب «از حصار خاک تا معراج نور» را در سال ۹۸ به نگارش درآورده است. این کتاب شامل مجموعه ای از خاطرات شهید جاویدالاثر محمدحسین حیدری است و توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان کرمانشاه چاپ شده است.
برشی از کتاب غریب غرب:
تأکید کرد: «این مطالب رو مو به مو به بقیه هم اطلاع بدین. کسی حق نداره بدون اطلاع مسئول تدارکات چیزی از جایی برداره.» سکوت بر فضا حکم فرما شده بود. دستی به صورتش کشید و گفت: «اگه همه متوجه شدین، صلوات بفرستین!» نوای صلوات فضای کوچک نمازخانه را عطرآگین کرد. آقاسعید در حال بلند شدن، یوسف را نگاه کرد و با خنده پرسید: «آشپزباشی! امشب چیزی تو بساطت پیدا می شه به ما بدی بخوریم یا نه؟!» یوسف مثل فنر از جا بلند شد. سرش را پایین انداخت و با شرم گفت: «آقاسعید! غذای ظهر… اگه … .» آقاسعید نزدیک آمد و گفت: «اگه خراب نشده، می خوریمش! ببینیم غذایی که اون همه دورش چرخیدی و آواز خواندی، شوره یا بی نمک؟!» یوسف که حال خوبش را به وضوح می شد توی صورتش دید، گفت: «چشم آقاسعید. گرمش می کنم.»
آقاسعید یوسف را به سینه اش چسباند، پیشانی اش را بوسید و گفت: «منو ببخش که تندی کردم آقا یوسف! چون از حکم شرعی مسائل خبر دارم، نمی تانم چشامو رو حکم خدا ببیندم؛ وگرنه خودم می دانم همه این مدت خیلی سختی کشیدین.» اشک توی چشم های یوسف جمع شد. به صورت آقاسعید خیره شد و گفت: «نگو آقاسعید تو رو خدا. اشتباه از ما بود. تا این حد به حکم شرعی و این چیزا فکر نکردیم. شما ببخشید.» این را گفت و آقاسعید را بغل کرد. سیّدجواد محض تلطیف فضا با صدای بلند گفت: «برای سلامتی رزمندگان اسلام، علی الخصوص تمامی سرآشپزهای گل گلاب بلند صلوات بفرست!»
پایان خبر/
- نویسنده : فرشته شایگانی قانع
- منبع خبر : مژده خبر


















Wednesday, 28 January , 2026