
مقدمه
جنگ رسانهای بهعنوان یکی از ابعاد کلیدی نبردهای مدرن، از ابزارهای اطلاعاتی برای تأثیرگذاری بر ادراک عمومی، تضعیف مشروعیت نهادها و شکلدهی به پویاییهای ژئوپلیتیک بهره میبرد. در این میان، شایعات و اخبار جعلی (فیک نیوز) بهعنوان سلاحهای نرم، نقشی محوری در عملیات روانی (Psychological Operations) و استراتژیهای پروپاگاندا ایفا میکنند. این یادداشت با رویکردی تخصصی، به تحلیل مکانیزمهای تولید، انتشار و تأثیرگذاری شایعات و فیک نیوز در جنگ رسانهای، پیامدهای شناختی-اجتماعی آنها و راهبردهای مقابله میپردازد.
تعاریف و مفاهیم
شایعه: اطلاعاتی تأییدنشده که از طریق کانالهای غیررسمی یا شبکههای اجتماعی منتشر شده و معمولاً با هدف ایجاد ابهام، تحریک احساسات یا تضعیف اعتماد طراحی میگردد. شایعات اغلب فاقد منبع مشخص بوده و بهصورت ارگانیک یا هدایتشده گسترش مییابند.
فیک نیوز: محتوای خبری عمداً جعلی یا تحریفشده که با هدف گمراهسازی، دستکاری ادراک یا پیشبرد اهداف سیاسی/اقتصادی تولید میشود. این اخبار ممکن است بهصورت متنی، تصویری یا چندرسانهای ارائه شوند و از تکنیکهای پیچیدهای مانند دیپفیک (Deepfake) بهره ببرند.
جنگ رسانهای: استفاده استراتژیک از رسانهها و اطلاعات برای دستیابی به اهداف سیاسی، نظامی یا فرهنگی، از طریق دستکاری روایتها، تضعیف دشمن و بسیج افکار عمومی.
مکانیزمهای تولید و انتشار
طراحی استراتژیک:
فیک نیوز اغلب توسط بازیگران دولتی، غیردولتی یا گروههای سازمانیافته با اهداف مشخص تولید میشود. این فرآیند شامل شناسایی نقاط آسیبپذیر اجتماعی (مانند شکافهای قومی یا سیاسی) و طراحی پیامهایی برای بهرهبرداری از آنهاست.
مثال: در جریان انتخاباتهای بینالمللی، کمپینهای فیک نیوز برای بدنامسازی کاندیداها یا ایجاد بیاعتمادی به فرآیندهای انتخاباتی استفاده شدهاند.
تقویت الگوریتمی:
الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال (مانند ایکس، تلگرام یا فیسبوک) محتوای احساسی یا جنجالی را به دلیل تعامل بالای کاربران (Engagement) تقویت میکنند. این امر شایعات و فیک نیوز را بهسرعت در مقیاس جهانی منتشر میکند.
تحلیل دادهها: مطالعات نشان دادهاند که اخبار جعلی در شبکههای اجتماعی تا ۶ برابر سریعتر از اخبار واقعی گسترش مییابند (منبع: MIT, 2018).
بهرهبرداری از سوگیریهای شناختی:
شایعات و فیک نیوز از سوگیریهایی مانند سوگیری تأیید (Confirmation Bias) و اثر لنگر (Anchoring Effect) بهره میبرند تا مخاطبان اطلاعات نادرست را بهعنوان حقیقت بپذیرند.
نمونه: انتشار اخبار جعلی در مورد بحرانهای بهداشتی (مانند شایعات درباره عوارض واکسنها) با سوءاستفاده از ترس عمومی، پذیرش اطلاعات نادرست را تسهیل میکند و همچنین اخبار جعلی در بحران های آبی میتواند تزریق کننده حس نا امید و یاس و همچنین پمپاژ کننده ناکارآمدی سیستم دولتی قلمداد گردد که با نگاه دقیق و کارشناسی میتوان با آگاهی بخشی درست و به دور از جو زده گیری با اصلاح الگوی مصرف به مدیریت درست منابع آبی در سطح منطقه ای ، ملی و بین الملی کمک نمود.
پیامدهای شناختی-اجتماعی
فرسایش سرمایه اجتماعی:
تکرار شایعات و فیک نیوز اعتماد به نهادهای رسمی، رسانهها و حتی افراد را کاهش میدهد. این امر به کاهش انسجام اجتماعی و افزایش قطبیسازی منجر میشود.
مثال: در برخی کشورهای خاورمیانه، شایعات هدفمند درباره گروههای قومی یا مذهبی به تشدید درگیریهای فرقهای دامن زده است.
تأثیر بر تصمیمگیری استراتژیک:
فیک نیوز میتواند تصمیمگیران سیاسی و نظامی را به اتخاذ سیاستهای نادرست یا واکنشهای شتابزده وادارد. این امر در جنگهای هیبریدی (Hybrid Warfare) بهعنوان ابزاری برای ایجاد آشوب استراتژیک استفاده میشود.
نمونه: انتشار اخبار جعلی در مورد تحرکات نظامی یک کشور میتواند به سوءتفاهمهای دیپلماتیک یا حتی تشدید درگیری منجر شود.
آسیب به ادراک حقیقت:
گسترش فیک نیوز پدیدهای به نام «پساحقیقت» (Post-Truth) را تقویت میکند، جایی که احساسات و باورهای شخصی بر حقایق عینی اولویت مییابند. این امر توانایی جامعه برای رسیدن به اجماع در مورد مسائل کلیدی را مختل میکند.
ابزارها و تکنیکهای پیشرفته
دیپفیک و فناوریهای هوش مصنوعی:
فناوریهای تولید محتوای جعلی مانند دیپفیک، امکان ایجاد ویدئوها یا صداهای جعلی با شباهت بسیار بالا به واقعیت را فراهم کردهاند. این ابزارها در جنگ رسانهای برای بدنامسازی افراد یا تحریف رویدادها استفاده میشوند.
باتها و حسابهای جعلی:
شبکههای بات و حسابهای جعلی در پلتفرمهای دیجیتال برای تقویت شایعات و ایجاد توهم حمایت گسترده از یک روایت خاص به کار میروند.
مثال: در بحرانهای سیاسی، باتها برای انتشار هشتگهای خاص و ایجاد ترندهای جعلی استفاده شدهاند
راهبردهای مقابله
تقویت سواد رسانهای و شناختی:
آموزش عمومی برای تشخیص شایعات و فیک نیوز، با تأکید بر تحلیل منبع، بررسی صحت اطلاعات و درک سوگیریهای شناختی، ضروری است. برنامههای آموزشی باید در سطوح مختلف تحصیلی و اجتماعی اجرا شوند.
توسعه فناوریهای تشخیص:
ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای شناسایی محتوای جعلی، تحلیل الگوهای انتشار و ردیابی منابع میتوانند تأثیر شایعات را کاهش دهند. این ابزارها باید با رعایت حریم خصوصی و آزادی بیان طراحی شوند.
شفافیت و پاسخگویی رسانهای:
رسانههای معتبر باید با انتشار اطلاعات تأییدشده و ارائه گزارشهای شفاف، بهعنوان منابعی قابلاعتماد عمل کنند. همکاری بین رسانهها و نهادهای حقیقتسنجی (Fact-Checking) نیز حیاتی است.
تنظیمگری پلتفرمهای دیجیتال:
پلتفرمها باید سیاستهای سختگیرانهتری برای شناسایی و حذف محتوای جعلی اعمال کنند، بدون اینکه به سانسور غیرضروری منجر شود. همکاری بینالمللی برای تنظیم این پلتفرمها ضروری است.
عملیات پیشدستانه (Prebunking):
انتشار اطلاعات پیشدستانه برای آگاهسازی عمومی در مورد شایعات احتمالی قبل از گسترش آنها، میتواند اثربخشی فیک نیوز را کاهش دهد. این رویکرد در بحرانهای بهداشتی و سیاسی موفقیتهایی داشته است.
نتیجهگیری:
شایعات و اخبار جعلی در جنگ رسانهای بهعنوان ابزارهایی برای دستکاری ادراک، تضعیف اعتماد و ایجاد بیثباتی عمل میکنند. این پدیدهها با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و سوگیریهای شناختی، تأثیرات عمیقی بر جوامع و پویاییهای جهانی دارند. مقابله با این تهدید نیازمند رویکردی چندوجهی است که شامل آموزش، فناوری، تنظیمگری و همکاری بینالمللی میشود. در جهانی که اطلاعات بهعنوان قدرت تعریف میشود، حفاظت از حقیقت و تقویت تابآوری اجتماعی در برابر جنگ رسانهای به یکی از اولویتهای استراتژیک قرن بیستویکم تبدیل شده است.
پایان یادداشت/
- نویسنده : حمیدرضا ملک خطائی(کارشناس رسانه)
- منبع خبر : مژده خبر


















Thursday, 29 January , 2026