
عصرهای جمعه،کشدار است
چسبناک است!!
هیولایی دارد که روی سینه ی عقربه ها چمباتمه می زند تا نگذارد ساعت به جلو برود.
امروز عصر افتتاح نمایشگاه کاریکاتورهای استاد فخرالدین دوست محمد بود.
رفتم و عجب عصر جمعه ی ( خوبی) شد.
توجه کردید؟؟ نه فقط خوش،که خوب.
خوب یعنی آموخته ای،چیزی به تو اضافه شده، گیرت امده،دست خالی رفته ای،دست پر برگشته ای.
از هزار سال !! پیش ها هم،به کاریکاتور علاقه داشتم،یک زبان خوبی دارد،عمیق،مفهومی،ملموس
برای تمام اقشار،سلیقه ها و سوادها
فهمیدم با کاریکاتور می شود هر حالت انسانی را تجربه کرد.
استاد دوست محمد با کارهایش سخنرانی می کند
شعر می گوید
ساز می زند
می رقصد و می رقصاند
و می خندد و می گریاند.
تابلوهایش اجتماعی ست،درس دارد
،اخلاق ،اعتراض ،کتاب و فیلم هم.
او بلد است مفاهیم پیچیده ی اجتماعی،حقوقی،اعتراضی را به ساده ترین،و عمیق ترین شکل ممکن بیان کند.
از زیر تیغ تیز نگاه منتقد و پرسشگرش،جلبکی هم نمی تواند بی اعتنا رد شود.
او عشق،خشم،صلح،جنگ،خوب و بد را یکجا عرضه می کند
تابلوهایش ویترین افکارش است،
و دستی که افکارش را نقش می زند،
فکرش را
مگر آسان است بدون الفبا گفتن یا نوشتن!؟
مگر می شود؟؟
خوب به نمایشگاه شان بروید و جادو را ببینید.
شما کاریکاتورهایش را می بینید
او از لای شأن شما را دید می زند!
دست زیرچانه با لبخندکی آنجا نشسته،نه فقط با امضای منحصر به فردش
که با سماجت عاقلانه ،فیلسوفانه اش
می گوید فقط نبین،نگاه کن
من علاوه بر چشمت،مغز و قلبت را نشانه رفته ام.از من بسادگی نگذر.
و براستی از کارهایش به آسانی نمی توان گذشت
او با جهان پیرامونش کارها دارد!!
بیکلام سخنرانی میکند
روحت را به چالش می کشد،عقلت را قلقلک می دهد و قلبت را زیر و رو.
دیدن یک کاریکاتور داخل روزنامه،قابل مقایسه با دیدن آن روی تابلویی بر دیوار نیست
توصیه می کنم بروید و رخ به رخ ببینید،شخصیتها با شما گپ می زنند،دست می دهند،داستان می گویند
و وقتی برمی گردید بخشی از شما شده اند.
در قلبتان جا خوش کرده اند
در مغزتان رژه می روند
در چشمتان نشسته اند
دست به جیبتان کنید مشتی از آنها بر زمین می ریزند
محتاط تر راه می روید مبادا در مسیر تان باشند
خیابان که بروید از کنارتان رد می شوند،به شما تنه می زنند،برگردید می بینیدشان
(قسم می خورم همان است که در تابلو بود!)
همینقدر خودمانی
همینقدر هم قصه
همینقدر آشنا.
کاریکاتورهای فخرالدین دوست محمد حقیقت یاب است
رد شان را که،بگیرید،به واقعیت می رسید.
نرگس مرادی
( ۳۱،مرداد،۱۴۰۴،نگارستان بلوط)
- منبع خبر : مژده خبر


















Thursday, 29 January , 2026