مژده خبر- اخیرا شاهد طرح مواضعی از حسن روحانی رئیس جمهور پیشین، در شرایط اوج درگیری ها و جنگ با ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیو نیستی بودیم، که بطور اساسی بر دو نکته اساسی تاکید داشته است. اصلاحات اساسی داخلی و تعیین خطوط صلح و کنترل سیاست پسا جنگ از منظر سیاست داخلی با پس زمینه و چشم اندازی از پیام به عرصه بین الملل در مورد خطوط سیاست کلی ممکن و مورد نظر خود یا یک جریان سیاسی خاص، نگارنده ضمن اعتقاد عمیق به وجود اشکالات در نحوه مدیریت و باور مندی جدی به وجود برخی ضعف ها در درون حاکمیت و نحوه مدیریت داخلی که در جای خود قابل بحث است و باید همه ما در اصلاح آنها برای جامعه مان تلاش کنیم، معتقدم این گونه حرف ها در شرایط موجود می تواند پیام ضعف ایران از طرف دشمن تلقی گردد.

 

اخیرا شاهد طرح مواضعی از حسن روحانی رئیس جمهور پیشین، در شرایط اوج درگیری ها و جنگ با ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیو نیستی بودیم، که بطور اساسی بر دو نکته اساسی تاکید داشته است. اصلاحات اساسی داخلی و تعیین خطوط صلح و کنترل سیاست پسا جنگ از منظر سیاست داخلی با پس زمینه و چشم اندازی از پیام به عرصه بین الملل در مورد خطوط سیاست کلی ممکن و مورد نظر خود یا یک جریان سیاسی خاص، نگارنده ضمن اعتقاد عمیق به وجود اشکالات در نحوه مدیریت و باور مندی جدی به وجود برخی ضعف ها در درون حاکمیت و نحوه مدیریت داخلی که در جای خود قابل بحث است و باید همه ما در اصلاح آنها برای جامعه مان تلاش کنیم، معتقدم این گونه حرف ها در شرایط موجود می تواند پیام ضعف ایران از طرف دشمن تلقی گردد.

 

باید گفت که اکنون اساسا مسئله منطقی بودن یا نبودن این گونه سخنان تکراری نیست، مهم پیامی است که در این شرایط ناگوار و در این معرکه ملی و بین المللی نابرابر علیه موجودیت ایران، دشمن از درون ساختار و حاکمیت دریافت می کند. هر گاه از این حرف ها در شرایط خاص این چنینی زده می شود مثل شرایط جنگی یا بحرانی حاد،باید بیشتر نگران توطئه و باز تعریف طراحی دشمن بود، الان بیش از هر زمانی بایستی نگران امیدواری دشمن برای هجوم بیشتر باشیم، نگران تداوم و استمرار چرخه ی،  مذاکره،فریب و جنگ بود.

اکنون ما دیگر بایستی متوجه شده باشیم که این بینش، بینشی شکست خورده و آزموده است و آزموده را آزمودن خطا است. بهتر است از خود بپرسیم که تداوم این چرخه تا کنون با کدام سخنان و با کدام منطق و با کدام تفکر سیاسی امتداد یافته است، کدام تجربه تاریخی باید ما را به تجدید نظر و تغییر در اتخاذ مواضع شکست خورده برساند،این گونه صحبت ها در شرایطی که ما در نقطه حساس درگیری قرار داریم فقط می تواند مژده تداوم اقدامات احمقانه و خصمانه اسرائیل و آمریکا علیه ما باشد و اتفاقا آن را هم تشدید کند.

احتمال بسیار است با دریافت و اتخاذ همین مواضع از سوی بخشی از جریان های درونی نظام، و سرگرمی در دامن زدن به اختلافات داخلی، دشمن ما کاملا پیام خود را دریافت کرده باشد، در حالیکه به اذعان بسیاری از کارشناسان خارجی و داخلی ترامپ در آستانه آمادگی لازم برای خروج از وضعیت نامساعد خویش بود امید های خود را به اعتبار این گونه مواضع درونی بر تقویت شکاف های داخلی بازیابد و دور جدیدی از چرخه تنش های درونی را تقویت کند و ما شاهد افزایش طراحی های پیچیده نوین و توطئه های داخلی باشیم ، امری که برای ارتقاء درگیری ها و تنش های ما و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی در شرایط فعلی و تبدیل آن  به سطح تهدیدات و درگیری های زمینی به عنوان یک موفقیت کوتاه مدت برای رهایی از باتلاق موجود مطلوب ارزیابی شود و در طولانی مدت هم این گونه مواضع در این شرایط می تواند بر تداوم چرخه توطئه ،درگیری درونی ، تضعیف ساختاری و تمرکز بر براندازی و تغییر رژیم در دوره استقرار رهبری نوین ایران بر باز خوانی چند باره مذاکره و جنگ معطوف گردد.

وقتی این گونه سخنان در شرایط بسیار نامطلوبی که ما مورد هجوم تمام عیار واقع شده ایم، مطرح می شود می تواند نشان دهنده موفقیت دشمن در بیدار کردن گسست ها و ایجاد شکاف داخلی تلقی شود و دشمن خطوط و آرایش خود را با توجه به مواضع داخلی ما تنظیم می کند ، در شرایطی که ما نیازمند، وفاق به معنای داخلی در همه سطوح هستیم، شاهد شکل گیری اظهارات وحدت شکنانه هستیم که به تضعیف مواضع واحد ما ضربه می زند، این گونه اظهارات در این شرایط شبیخون از درون و گشایش و آشکار سازی ضعف ها و شکاف های داخلی محسوب می شود.

نکته دیگر اینکه در حالیکه ما سخت درگیر یک نبرد بی رحمانه خارجی با قدرت های جهانی هستیم تمرکز بر ناکار آمدی درونی و اصلاح اساسی چه پیامی دارد.
پیام باز شدن پازل درگیری های داخلی، تضعیف جبهه نظامی، پراکندگی و پریشانی درونی،ایجاد نوعی شکاف برای پرت کردن تمرکز داخلی ملت از دشمن بیرونی و ایجاد جبهه ای درونی و حتی بر خلاف سیاست های کلی دولت وفاق که در شرایط فعلی که بیش از گذشته به تقویت این شعار نیاز دارد، آغاز تنش درونی و تضعیف موقعیت دولت در شرایط فعلی و حتی طرح گذر از سیاست وفاق دولت که حتما مورد بهره برداری رقیب خارجی و دشمنان موجودیت ما قرار خواهد گرفت.

فروپاشی این موجودیت می تواند بر مبنای شکاف های درون حاکمیتی استوار باشد، قطعا تغییرات مورد نظر دشمن  اصلاحات مورد نظر ما نیست و تغییرات آنها نه بر اساس میل ما بلکه بر ایجاد شکاف ساختاری و در نهایت فرو پاشی ما متمرکز خواهد ساخت و جبهه جنگ را مطابق آن بازآرایی خواهد کرد.

این پیام ها و مواضع در این لحظات پر آشوب در مناسبات بین المللی ما در واقع دشمن را به بانک اهداف اولیه خود مبنی بر تغییر حاکمیت تهدید موجودیت ایران و تجزیه باز می گرداند چرا که وصول به این امور به توهم یک جایگزین درونی و دولت غیر رادیکال به تعبیر خودشان نیازمندند و طرح این مواضع پیامی برای دشمن است که او را در این شرایط به ایجاد تغییرات درونی منطبق با اهداف خودش امیدوار تر می سازد.

 

ما الان بیش از هر موقع دیگری بر انسجام درونی نیاز داریم، نه طرح اختلافات حزبی ،جناحی و درونی که تنش زا خواهد بود، با توجه به این نداها که در این شرایط از سوی برخی مدعیان به نام  نمایندگی از جریان سیاسی خاص یا به نام مردم و یا بنام مراکز علمی و دانشگاه ها مطرح می شود و در هم راستا با تضعیف سیاست دفاعی یا سیاست داخلی محسوب می شود قطعا از طرف جبهه دشمن به نحوی ارسال برخی کدهای ضعف محسوب خواهد شد و در واقع چراغ سبزی به گشایش جبهه نزاع در درونی محسوب می شود ،الان علی رغم برخی رجز خوانی های ما برای ایجاد بازدارندگی، واقعا باید نگران حمله قریب‌الوقوع زمینی به ایران باشیم. با این گونه مواضع مسیر امیدواری دشمن را خواسته یا خواخواسته و نابخردانه ممکن خواهیم ساخت، و خودمان بدون درک موقعیتهای درست این زمینه را فراهم
می سازیم.
در واقع بایستی گفت که حسن روحانی بجای اینکه در این شرایط اردوگاه دشمن را نشانه برود، و به تقویت مواضع ملی و معطوف به منافع ملی و سیاست وفاق دولت حاکم کمک کند، پس از تقریب یک ماه انفعال و در حساس ترین لحظات جنگ که دشمن تهدید وجودی ما را به اوج رسانده، و مدعی است که زیر ساخت های انرژی و علمی ما را به آتش می کشد و ما را به عصر حجر باز می گرداند در شرایط حاد جنگی، ساده لوحانه یا عامدانه منظومه موجود و وحدت ملی یا اساسا قلب انسجام ملی نظام  و شعار وفاق دولت را مورد هدف قرارداده است، این هشداری به رئیس دولت وفاق نیز هست و شاید سر آغاز گذر از سیاست دولت وفاق، دولت موجود در این گلوگاه سخت و شرایط استقرار دوره سوم رهبری نظام باشد.

پایان پیام/

  • نویسنده : دکتر روح اله بهرامی عضو هیات علمی گروه علوم تاریخی دانشگاه رازی کرمانشاه
  • منبع خبر : مژده خبر