
مبنای قرآنی حجاب
در قرآن کریم آیاتی که بر این مطلب دلالت می کند که به آن ها اشاره می کنیم خداوند متعال در آیه موسوم به آیه حجاب مومنان را مکلف ساخته است که با زنان پیامبر از پشت پرده و مانع سخن بگویند هرچند ممکن است تصور شود این حکم به زنان پیامبر اختصاص دارد اما موجود در ادامه آیه عام است و شامل سایر زنان نیز می شود در این بخش از آیه می فرماید رعایت این مسئله برای پاک ماندن دلهای شما و زنان مناسب و زنان مناسب تر است،»
و در آیه دیگر ای معروف به آیه خمار می فرماید زنان روسری خود را پشتسر نینداخته گردن درد گردن و بالای سینه خود را بپوشانند در ادامه این آیه به زنان هشدار میدهد که محکم بر زمین راه نروند تا صدای زیورهای مخفی آنان به گوش نرسد به راستی چگونه خواهد بود که رساندن صدای زینت به گوش نامحرمان حرام باشد و عیان ساختن آن ها و نمایش بدن های شان حرام باشد؟
در آیه دیگری که به آیه جلباب معروف است فلسفه حجاب را امنیت اجتماعی زنان بر شمرده و می گوید و رعایت این دستور اسلامی برای این که به ایمان و پاکدامنی شناخته شوند و مورد اذیت واقع نشوند مناسب تر است در این آیه نفرمود حجاب برای آن است که زنان شناخته نشوند بلکه فرمود برای آن است که دیگران آنان را به پاکدامنی بشناسند و در متعرض آنان نشوند.
فلسفه حجاب

به این آیات اکتفاء کرده و از پرداختن به روایات بسیاری که در این زمینه وجود دارد صرف نظر می کنیم و به بیان برخی از حکمتهای این حکم الهی می پردازیم.
۱) حجاب یکی از عوامل مؤثر در حفظ کیان خانواده است از آن جا که خانواده هسته مرکزی اجتماع به حساب میآید تاثیر این عامل را باید در نهایت به نفع اجتماعی نیز دانست آزادی بی قید و بند زن در خودنمایی و تحریم مردان بیگانه با حجاب محدود می شود و این خود نمایی و تحریک از خانه به داخل خانه انتقال می یابد و در راه همسر و ارضای نیازهای او به کار گرفته میشود که در نهایت ته چین هرچه بیشتر بنیان روابط زناشویی را به همراه خواهد داشت احساس نیاز به به خودنمایی و جلب نظر و جلوهگری آن گاه که در خارج از خانه کاملاً پاسخ داده شود دیگر جایی برای ارضای آن در درون خانه و برای همسر نخواهد ماند و این روندی به سوی سردی ارتباطات همسری است از سوی دیگر زنی که تمام دلمشغولی او خارج از خانه است در رابطه با فرزندان نیز عنصر موفقی نخواهد بود.
۲)جلوه گری زنان در برابر بیگانگان در نهایت امکان سقوط اخلاقی زن را افزایش خواهد داد زیرا هر اندازه زن در برابر مردان بیگانه بیشتر جذاب و چشمگیر جلوه نمایند تقاضاها و تمجید ها و پیشنهاد های هوس را نه را به سوی خود افزایش خواهد داد پاسخ به این تقاضاها ممکن است با مقاومت زن روبرو شود اما این مقاومت در برابر تقاضاهای مکرر تا کی ادامه خواهد یافت؟
در آخر برگ برنده از آن کدام خواهد بود متقاضی؛ یا مورد تقاضا؟این سوالی است که پاسخ آن تا حدودی قابل پیش بینی است که زنی که مکرر خود را در برابر هوسرانی های این و آن قرار میدهد لابد چنان از باخت گفت خود هراس ندارد و این زنگ خطر او را به هوا به هراس نمیاندازد این همان بیباکی و شجاعتی است که در زنان که گوهری گرانبها به نام افاف و پاکدامنی به همراه دارند چندان ستودنی نیست که سقوط اخلاقی زن یعنی سقوط کانون خانواده که سقوط اجتماع را به همراه خواهد داشت.
۳) علاوه بر سقوط اخلاقی زن باید سقوط اخلاقی مردان در دام مزاحمت های خیابانی و هرزگی ها و نظایر این ها را نیز از پیامدهای بی حجابی بانوان به حساب آورد چه بسیار مردانی که در محیط بی حجاب زمانه به ورطه فساد اخلاقی حل دیدهاند جوان هوس باز به دنبال کسی راه میافتد که از سراسر وجودش شهوت و بی بند و باری می بارد و و دل در گرو زنان خیابانی به هرزگی و متلک پرانی وغفلت زدگی کشیده میشود، اگر پاسخ مساعد بشنود، به زنا که از گناهان بسیار بزرگ است، منجر میشود، واگر پاسخ مساعد نشنود، به سوی مزاحمت گرایش می یابد. چه بسا خط مزاحم مرد مجازات شود ولی عامل مزاحمت (زن هرزه) به اقبال دیگران و سقوط اخلاقی آنان ادامه دهد این روند همچنان جوانان جامعه را در وقته بی اخلاقی و فساد جنسی فرو می غلطاند.
۴) اگر روابط جنسی نامشروع را بازخوانی کنیم به طور یقین عامل خودنمایی و جلوهگری زنان مهم ترین عامل را تشکیل میدهد اینگونه روابط به دنبال خود امراض مقاربتی و آلودگی های بهداشتی فراوانی را به همراه دارد که نمونه آن ایدز است.
مقابله با این امراض ثروت های هنگفتی را در سراسر جهان به خود اختصاص داده و میدهد که همگی معلول سهل انگاری نسبت به امر پوشش در جوامع و ثمره ایجاد اتش جنسی در میان مردان و زنان است بدون شک زنان می توانند با رعایت پوشش مناسب و حریم نگه داشتن در روابط اجتماعی خود در این خصوص نقش مهمی ایفا د ۵ بی حجابی است نظر اقتصادی نیز هزینههای گزافی را به جوامع تحمیل کرده و می کند زیرا اولاً زن جلوه گر فقط به فکر جلوهگری خود بوده و در کار و تولید توفیقی نخواهد داشت ثانیه با جلوه گری های خود و دیگران را نیز از کار و تلاش باز می دارد و افکار را به افکار و اندیشه های آنان را به جای کار و تولید و هنر و اندیشه به سوی خود جلب میکند.
رابطه حجاب با کرامت انسانی زن
در اسلام احکامی مثل حجاب وجود دارد که به هرحال اندکی آزادی زنان را محدود می کند احکامی مثل وجود پوشش بدن از نگاه نامحرم حرمت آرایش در محیط اجتماع به گونه ای که توجه نامحرمان را به خود جلب کنند من اختلاط های غیر ضروری زنان با مردان و امثال این ها از آن جا که انسان موجودی آزاد و مختار آفریده شده هر گونه محدودیتی در برابر اراده آزاد او باید از توجیه منطقی و کافی برخوردار باشد تا به عنوان امری غیر طبیعی و انحراف از مسیر طبیعت و قانون آفرینش تلقی نشود. اکنون سوالی که فرا روی ماه می باشد این است که آیا محدودیت های بیشتری که در نظام حقوقی اسلام برای زنان وضع شده کرامت انسانی زنان را مورد خدشه قرار نداده و زن را در مرتبه پایین تر از مرد قرار نمی دهد؟
در پاسخ به این سوال در دو نکته باید مورد توجه و بازشناسی قرار گیرد یک آیا اساساً جعل محدودیت برای انسان خلاف کرامت انسانی او خواهد بود؟۲ آیا محدودیت های دوگانه کرامت انسانی زن را زیر سوال خواهد برد؟
هر موجود هدفمندی برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده خود ناچار باید از برخی راه های انحرافی صرف نظر کرده و در مسیر منتهی به هدف گام بردارد انسان نیز از این قاعده مستثنا نیست بنابراین از نظر عقلی اصل وجود محدودیت انسان را از جایگاه اصیل خود خارج و کرامت او را تهدید نمی کند آنچه مهم میباشد هدف صحیح آیه است که غایتمندی موجودات را معقول و منطقی نیست سازد اگر هدف از خلقت انسان غرب به سوی خدا و تکامل معنوی باشد دستیابی به این هدف حدود و شرایط خاص خود را دارد و رعایت این حدود و شرایط تنها به کرامت انسانی وارد نمی کند بلکه نادیده گرفتن آن ها، انسان را از واقعیت خود دور و او را در وادی نامطلوب و نامناسبی رها میکند که سرانجام آن تهی شدن از کرامت انسانی است.
اما این که محدودیت های ویژه ای که در خصوص زنان وجود دارد با کرامت انسانی زنان چه رابطه ای دارد و آیا آن را مورد تهدید قرار خواهد داد یا نه نکتهای است که در قالب یک مثال قابل تبیین و توضیح است اگر قانون عرف این باشد که باید با قاشق ماست خورد و با چنگال سالاد، بافرض این که هردو مثلاً از جنس استیل باشند آیا می توان این را نوعی بی عدالتی و نادیده گرفتن جوهره استیلی هاشق یا چنگال و توهین به یکی از آنها دانست؟آیا تفاوت دو لنگه در از نظر کارایی نشانگر آن است که جنس یکی از دیگری نازل تر است؟آیا این که تفاوت های کارکرد و یکدیگر با تکمیل میکنند اگر احکام زن و مرد متفاوت است این تفاوت ناشی از تفاوت در کارایی های آن دو است و تفاوت در کارایی نیز به دلیل اهدافی است که از خلقت هر یک منظور بوده است باید پذیرفت که دیدگاهی می کوشد این تفاوت ها را نادیده بگیرد و حقوق مشابه را نوعی تکریم مقام انسانی زن تصور کند در واقع می کوشد تا به مثابه بهساز مشابه سازی زن و کپیبرداری از شخصیت و جایگاه مرد برای زن ایجاد شخصیت کند شخصیتی که به گمان آنان ظاهراً بدون الگو برداری از شخصیت مرد قابل دستیابی نبوده است.
پی نوشت ها:
۱- نور، آیه ۳۱.
۲- احزاب، آیه ۵۹.













Wednesday, 9 September , 2026