راستی، آیا خدای متعال با گزینش ۱۲۴ هزار مرد برای پیامبری، زبانم لال شأن زن را در هم کوبیده است؟! یا نه، به  ۱۲۴ هزار پیامبر،این افتخار بزرگ را داده است که از دامان پاک «مادر»خود، به پیامبری خدا مبعوث شوند؟ استاد ما،می‌فرمود: هر کجا اگر مرد موفقی را نشان کنید، در کنارش زنی است […]

راستی، آیا خدای متعال با گزینش ۱۲۴ هزار مرد برای پیامبری، زبانم لال شأن زن را در هم کوبیده است؟! یا نه، به  ۱۲۴ هزار پیامبر،این افتخار بزرگ را داده است که از دامان پاک «مادر»خود، به پیامبری خدا مبعوث شوند؟

استاد ما،می‌فرمود: هر کجا اگر مرد موفقی را نشان کنید، در کنارش زنی است که مقدمات توفیق او را فراهم آورده است. مثل موسی علیه السلام که سه زن شریف، در حفظ و تربیت او سهم داشته اند. مثل عیسی علیه السلام که دامان پاک مریم سلام الله علیها نردبان صعود او بوده است. مثل حسین علیه السلام که دشمنش هم در برابر اسم مادر او زانو می‌زند. مثل زینب سلام الله علیها که نقش زن را در اجتماع به کمال رساند. مثل بانوان خوب ما که خود از سینه حیا شیر می‌نوشیده‌اند و برای فرزندان و همسران شان حیا به ارث می‌گذارند.

بگذریم از زنانی که همه رفت و آمدها و آرزوها و های ووهایشان را می‌شود در میان دو بند انگشت جا داد. این زنان مشکلشان این است که از جایگاه خود فاصله گرفته‌اند؛و از جلد خود به درآمده‌اند. اگر نه،کیست که نداند: زن،متکامل‌تر از مرد است؛و خدا تعمداً او را از عاطفه پر کرده است.چرا؟چون مهر مادری، مقام مخصوص و بی‌رقیب زن است. چرا؟چون تمام مردان عالم اگر تمام توان و استعداد و فکر و عاطفه و خلاقیت خود را روی هم بریزند به قدر یک ساعت لیاقت و نقش مادری را پیدا نمی‌کنند!

بانوان ما نظیر ندارند. جز در مقطع کوتاهی از عمر تاریخ،در هیچ دوره‌ای،زن به یک چنین مرتبه‌ای از معرفت نرسیده است. بانوان ما،با دست‌های خود،نه گهواره‌ها را، بلکه نظام هستی را به حرکت در می‌آورند.بله، این حرف بزرگی است؛ که جز در مدار عاشقی، کفر محض به حساب می‌آید اما آیا اینطور نیست؟

آیا می‌شود نقش زینب سلام الله علیها را در همان دل تاریخ تمام شده تلقی کرد؟آیا می‌شود نقش آن زن بی‌نشان روستایی را،که برای تربیت فرزندانش،از خود و حوائج خود در می‌گذرد،در همان چهار دیواری آبادی محصور کرد؟نه،این زن ها، بر تاریخ اثر می‌گذارند. پس لاجرم در تعلق نظام هستی نیست نقش دارند؛و این،نقش بی چون و چرایی است که خدای متعال،دو دستی به «زن» هدیه کرده است و نه به دیگری!

بانوان ما دارای ثروت تمام نشدنی‌اند. و حیا،همان گوهری است که امروز،در دنیا سخت کمیاب است.

 

به دلیل قرن‌ها تربیت غلط، مقام زن، قرن‌ها در خفا شلاق خورده است. اما حالا به گونه‌ای دیگر دارد شلاق می‌خورد. این که: «آقا این حرف ها برای زن نان و آب نمی شود! بیایید و همه این ثروت‌های در حد حرف! را از زن بگیرید و در عوض «حق» او را بدهید! زن می‌خواهد مستقل باشد، برود، بیاید، بگوید، بشنود؛ در هر کجا که مردها نقش و سهم دارند زن‌ها نیز باید داشته باشند! چرا باید زن‌ها خانه نشین شوند؟ چرا باید هم چنان مثل گذشته تحقیر شوند. زن‌ها دوست دارند پا به پای مردها در زیر و بالای مواضع جامعه نقش داشته باشند. چرا نباید زن‌ها بتوانند رهبر و رئیس جمهور و قاضی شوند؟داعیه ی این ظلم بزرگ را به کجا ببریم؟ به داد ما برسید.»

و از اینجور سر و صداها که اصلاً ربطی به زن ندارد. کسانی که این قشقرق را در جهان، و بعد، شکل نیم بندش را در کشور ما، چه قبل از انقلاب، و چه حالا، به پا کرده و می‌کنند، اصلاً و ابداً دلشان به حال زن نسوخته است. اتفاقا به جرأت می‌شود گفت کسانی که بیرق احقاق حق زن برافراشته‌اند، نه به این دلیل است که نگران حق زنانند؛ بلکه اگر خوب دقت کنیم، می بینیم طرف با این بیرق، کاسبی می کند!

……

چندین سال است برای اولین بار در آزمون‌های سراسری انم‌های ما بیشترین سهم صندلی‌های دانشگاه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. خوب،صورت ظاهر این اتفاق افتخار آفرین است به طوری که جناب وزیر علوم نیز با افتخار از این فرصت به دست آمده یاد می‌کنند این صورت و ظاهر قضیه‌ای است که آراسته و پرت همتراق و دنیا پسند است،به درد تبلیغات حقوق بشری می‌خورد. اما در ورای این صورت ظاهر یک وانفسا یک دریغ یک درد و یک آفت نهفته است. فردا همین دختران و بانوان پنجاه و چند درصدی به غفلت و پختگی ما خواهند شورید که یعنی اعاده حق این نبود که ما را از کانون واقعی خود بیرون بکشید و خرج تبلیغات جهانی بکنید.

……..

از نقش مادری زنان خود غافل نشویم بانوان ما اول باید مادر باشند بعد به کار دیگر بپردازند و مادری خود رشته‌ای است که جای خالیش سخت در دانشگاه‌های ما به چشم می‌خورد یعنی یک مادر خوب هزار هزار مرتبه نقش آفرین‌تر از یک زن مهندس است که مادر بودن نقش و تعلق چندم اوست.

یک زن مهندس چه تولید می‌کند؟و یک مادر چه؟و دنیای آشوب زده ما به کدام یک نیازمندتر است؟می‌دانم که پرداختن به یک چنین مسائلی آن هم در یک چنین زمانه‌ای چه مخاطراتی دارد. اما آیا ما هم باید با دنیا هماهنگ شویم و خود را به دره تباهی دراندازیم؟کسی با حضور زن در اجتماع مخالف نیست اما هل دادن زن به عرصه‌هایی که در شأن او نیست، جفا بر اوست.

در دانشگاه‌های ما به همه رشته‌ها پرداخته می‌شود الا مادری. مادری را با خانه داری اشتباه نگیریم. خانه داری،طراوتی است که از خورشید مادر ساطع می‌شود.

غفلت از این نقش اساسی و محوری زن،باعث این می‌شود که خروجی دانشگاه‌های ما را،متخصصان پوک و مرعوب تشکیل دهند؛که اگر در همین جا، محصول یک دانشگاه را با یک خانه مقایسه کنیم، می‌بینیم عجب بی‌راهه رفته‌ایم. یعنی ما، در دانشگاه، صورت‌ها را بزک کرده‌ایم و مادری در خانه، سیرت‌ها را آراسته است.

و راستی با این حساب کدام یک موفق‌تر بوده‌ایم؟ما ناامید نیستیم. ما داریم هشدار می‌دهیم. ما نمی‌گوییم ین زن‌ها و مردها خط بکشیم. ما می‌گوییم از مقام مادر غافل نشویم؛و این حریم را با اطوار خود آلوده نکنیم. سوال‌های پوک و آپ تودیت» سر ندهیم. ما وقتی دست زن را گرفتیم  از وظیفه اصلی جدا کردیم و در دوردست‌ها او را به کار گل واداشتیم،و به ضربت تبلیغات به او فهماندیم که حق تو این است، نه آن؛خوب، با این حساب، از خانه‌های ما افسردگی و بی‌هویتی و پوکی بیرون می‌زند.

یک جامعه آباد را (در هر وجهش) در خانه‌های آباد آن بجوییم؛ و خانه ی آباد را در نقش مؤثر «مادر» بکاویم.

ما به هر کجا که رسیده‌ ایم، از ناحیه ی بانوان خود رسیده ایم؛ و هرچه که داریم،از آنها داریم. جامعه ما مدیون زن است؛و ادای این دین،اصلاً به این نیست که او را با مردان هم‌تراز کنیم.

آشفتگی جوامع غربی به دلیل خروج زنان غربی از جایگاه واقعی شان است. اگر ما طالب این آشفتگی محتوم و بی برو برگشت، زنان خود را به صحنه آوریم و به قول آن بنده ی خدا، محیط خشن و مردانه کار و بار را با حضور زنان «تلطیف» کنیم!

سلام بر بانوان خوب ما که هنوز بر لقمه ی حلال اصرار می ورزند.

  • منبع خبر : مژده خبر