مژده خبر- شاعران متعهد کرمانشاهی در رثای سیدالشهدای خدمت و همراهان شهیدش اشعاری سرودند که تقدیم شما عزیزان عزادار می شود.

۱)

صدای حق و فریاد بشر بود
وطن با هیبتش از قله سر بود

در آخر با رجایی زمان رفت
که مردی با کمال و با هنر بود

شاعر: سیدصادق خاموشی   

۲)

تو را صیدِ شهادت در کمند است
سَرِخوانِ رضا کامت چوقند است
درون صفِ مردم میز کارت
«صفِ اول» زِ کوچَت سر بلند است!

شاعر: کیومرث سلطان آبادی

۳)

برای خادم الرضا (ع)،یاور ضعفا،شهید خدمت
آیت‌الله حاج ابراهیم رئیسی (رضوان‌الله علیه)

سیّد تورا دست خدا با عشق بالا برد
رفتی، اگرچه از غمت دل های ما افسرد

آری تو ابراهیم بودی،بت شکن،گرچه
از داغ تو آتش گلستان شد،سپس پژمرد

لبخند بر لب،همچو سروی مهربان بودی
با هرکسی که بیش و کم قلب تورا آزرد

تو آن شَهی که خادم سلطان رضا بودی
همواره نامت از دل مستضعفان غم برد

ای سیّد مظلوم ها،ای مردِ آزاده
پاییز شد فصل بهاری که غمت را خورد

اسطوره‌ی خورشید وَش،ای ماهِ مردم‌دار
ماناست یادت،نامِ تو هرگز نخواهد مُرد

شاعر: محمدعلی اسدی

۴)

تلخ است گل پرپر شود در فصل باران
مرغ سحر غمناله خواند در بهاران

تلخ است اگر ویران شود باغ بهاری
از داغ ریزد خون دل ، چشم نگاران

تلخ است اگر سر را نهد بر خاک ، شمشاد
حسرت نشیند بر دل چشم انتظاران

تلخ است در فصل شکوفاییِ گلها
سروی گذارد سر به روی خاک ، یاران

دانشوری دانش پژوه و ‌دانش اندوز
از کاروانِ راهیان نور و ایمان

چشم از جهان بر بندد و پرواز گیرد
صبحی که مرغان نغمه خوانند و غزلخوان

اینک تو ای فرزانه مرد و ای فرهمند
مگذار دل گردد ز هجران تو ویران

در مکتب توحید درسِ عشق خواندی
با عارفانِ هم بسته بودی عهد و پیمان

در عرصه‌یِ دانش درخشیدی چو خورشید
تا جهل و تاریکی تو بزدایی از انسان

حسرت به دل بنشست و آهی بر لبانم
از داغ رویت مبتلا شد دل به حرمان

در هین خدمت ، آسمانی گشتی ای مرد
تا راه یابی در حریم عرشِ رحمان

رفتی ولی داغی به دل‌هامان نشاندی
ای مظهر عشق ای شهید راه ایران

بعد از تو ای فرزانه میهن ، رئیسی
خون دل است اشکی که می‌ریزد ز چشمان

در هیئت دولت نبودی صبح امروز
یک‌یک وزیرانت همه سر در گریبان

با اشک و حسرت شاخه‌ای گل را به جایت
در صدر جمع خود نهادند اشک ریزان

ای خادم صحن رضا سید رئیسی
برخیز ایران سوگوار است و پریشان

شاعر:  شاهد سنقری
۳۱ اردیبهشت

۵)

برای ملت اش خدمتگزار است
کسی که تا همیشه پای کار است
ولی امشب که میلاد ، شما بود
دلم یک طور دیگر داغدار است

پر از بغضم برای خادم تو
شهادت شد لوای خادم تو
کمی ای کاش ساعت های اخر
همه بودیم جای خادم تو

شاعر: محنا امیری

۶)

در آستانه جشن و هزاران چراغ بودیم
در راه سفر به شهر خراسان بودیم
دسته دسته کبوتران حرم به دور ضریح
منتظر دستان خادم الرضا بودیم
گفتن  نوبت  خادمی سیداست امروز
ضریح هم بی قرار دستان اوبود امروز
همه آمده بودیم برای جشن و مولودی
خبر آمد چه خبر سخت و مجنونی
که سید در کوه وجنگل گیراست  چه سخت
بهم خورد این جشن و مهمانی
زائران دست به دعاشدن برای سید
که باز آید به خراسان برای  میزبانی
همه روانه شدن سمت کوه  جنگل
برای یافتن عزیزشان در روز بارانی
آه مردم دل دیگر پریشان اسث
نکند آقا نیاید به جمع ما برای مهمانی
خبر آمد سید ما پیدا شد ولی
این بار شهید شد با یارانش
می رود با تنی خسته وسوخته به سوی  رفیقش قاسم سلیمانی

شاعر: لیلا زینتی 

۷)

شهید خدمت
در شب میلاد خویش آقا صدایت می‌کند
بچه آهویی همان ضامن رهایت می‌کند
برده‌ای شیرین پسر بر و عده گاه ایزدی
این چه قربانی که شد سید روایت می‌کند
از گلستان آمده سالم برون از برد نار
چرخ گردون کوه و جنگل‌ها جدایت می‌کند
آتش با لگرد ببین سید ما را کرد جدا
اخگری بر خرمن و زلف و عبایت می‌کند
کوچ تو تایید کند پایداری جمهوریت
چون شهید حق شدی دائم دعایت می‌کند
پر تلاشی پر امیدی تو نمی پرسی چرا
خستگی از دست تو آری شکایت می‌کند
در شب ودر آن مه و در کوه و دشت ورزقان
در شب میلاد خود رحمت عطایت می‌کند
یار محرومان شدی سید ابراهیم ما
چون شهید خدمتی رئوف رضایت می‌کند
حین خدمت تو سپردی جان به راه پای کار
دولت تدبیر و امید تا نهایت می کند
چون وفاداری نکرد آن کوه و دشت ورزقان
کوه و دشت و آن درخت آخر کفایت می‌کند
یاد یاران تو را در سینه داریم تا ابد
این چه سری که شود قرب خدایت می‌کند
دیده من پر ز اشک و این دلم دریای خون
قبل رفتن چون خراسان سیل ادایت می‌کند
ملت ایران دلش در هجر تو خون گریه کرد
در ضمیر مردمان عشقی بنایت می‌کند
تو شهید خدمتی یا جان نهاده در وطن
یاور مردم شدی دائم ثنایت می کند
خستگی را خسته کردی ای تو ابراهیم ما
چون رئیسی بر دلم امرت هدایت می‌کند
مزد عشقت را خدای لایزال چون میدهد
همنشین حیدری با عشق سرایت می کند
شاعر: مجتبی کرمی

  • منبع خبر : مژده خبر