وضعیت فعلی نشان میدهد کل اهتمام یک جریان خاص، عادی کردن همه امور کشور است. انگار جنگی نبوده و رهبرمان را شهید نکردهاند (که هنوز پیکر ایشان را به خاک نسپردهایم). فرودگاهها باز شوند، حجاج به عربستان فرستاده شوند و…
مهم تر اینکه هنوز متجاوز را چنان تنبیه نکردهایم که فردا روزی مجدد دست به تجاوز نزند.
عدهای کمر بستهاند مجدد دور باطل مذاکره، فشار اقتصادی به مردم(بهواسطه اجرای نسخههای اقتصاد لیبرالی)، نارضایتی، آشوب داخلی و تحمیل مجدد جنگ به کشور را بیازمایند.
استدلالهایی هم مانند احتمال آسیب زیرساختی، محاصره بیشتر و… طرح میکنند. اما یا نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که آتشبس و مذاکره حلال مشکل نیست و تا دشمن تنبیه و از منطقه اخراج نشود این دور باطل ادامه خواهد داشت.
اعتقاد شخصی نگارنده است که برخی هر آنچه اراده کردهاند را با هزار لطایفالحیل در شورای عالی امنیت ملی تصویب میکنند و خیلی راحت تصمیمشان را تصمیم نظام جار میزنند. فارغ از اینکه چه بسا نمایندگان رهبری در شورا هم رای منفی بدهند که در مضحکترین حالت ممکن هیچ اثری در تصمیم آنها ندارد.
اگر به واقع نظر رهبری برای برخی مهم بود بهمحض مخالفت امام جامعه یا حتی گمان نارضایتی ایشان(ولایتمداری دقیقا یعنی همین) و یا رای منفی نمایندگان ایشان طرح را از دستور کار خارج میکردند.
شواهد نشان میدهد علیرغم تکذیبها از همان میانه جنگ ارتباط عناصری از دولت و مجلس با طرف آمریکایی برقرار بوده و چه بسا کل توافقات لازم هم انجام شده بوده است. تلاش برای عدم تعیین رهبری خود گویای مسائل بسیاری است. اما بعثت مردم مانع شد و اکنون یک کشمکش در حال رخداد است.
سویی از این کشمکش پنهان خواستههای منطقی، عقلانی و شرعی مردم مبعوث شده به رهبری امام جامعه است. و سویی دیگر خواست برخی که «منابع مطلع» نامیده میشوند و مردم حتی نمیدانند چه کسانی هستند.
اینجا ذکر چند نکته ضروری است.
اول اینکه اساسا بخشی از سیاسیون ما ارزشی برای مردم و خواست آنها قائل نیستند یا حداقل عملکرد آنها این موضوع را نشان نمیدهد. در نهایت رای مردم تا زمان انتخابات برایشان مهم است و پس از آن سازوکاری برای پاسخگو کردن آنها وجود ندارد. مردم را رعیت میپندارند و خود را مصلح و عقل کل.
دوم اینکه هیچ چیز پنهانی از مردم وجود ندارد. هر آنچه مجموعه قوا و سران قرار است انجام دهند در مورد حقوق مردم است نه حقوق شخصی آنها. لذا غیر از مسائل نظامی نباید هیچ چیز از مردم پنهان شود. مسائل هستهای، پیشنویس مذاکرات، خواستههای طرف آمریکایی و… بیشک مسائلی نیست که از مردم پنهان شود. این عین مرامنامه مدیریتی امام علی(ع) است.
پنهانکاری فقط یک معنا دارد و آن اینکه قرار است در عدم شفافیت نسبت به عدول از برخی حقوق حقه امام و امت اقدام گردد و باید بعد از انجام امام و امت در عمل انجام شده قرار گیرند.
اما اینجا دو چیز مانع برخی آقایان شده است.
اول حضور مردم مبعوث شده در کف خیابانها و گذار از لایه نخبگانی و میانی واسطه و اتصال مستقیم به اوامر ولایی است. در واقع مردم حلقههای میانی قلابی را دور انداخته و مستقیم از فرماندهی فرمان میبرند.
مردم در نتیجه عملکرد فاجعهبار چند دههای مسئولان و لایه میانی دیگر گوششان به حرفهایی مانند هماهنگی با رهبر، سخنگویان رهبری، به مسئولان اعتماد کنید، همه چیز توسط رهبری اداره میشود، از حقوق شما عدول نمیکنیم و… بدهکار نیست.
تجربه زیسته به مردم ما آموخته مسئولان هر کاری دوست دارند میکنند و نهایتا تصمیمات گعدهای خود را تصمیم نظام جا میزنند. و در نهایت با هزار روش تاییدیه رهبری هم اخذ میکنند.
اما این موضوع بهخودیخود مانع نیست. چون در نهایت با تصویب یک تصمیم در شعام و… به آرامی تجمعات را از کف خیابانها جمع میکردند. و کار خود را به سرانجام نهایی میرساندند. مانند تصویب ۲۰ دقیقهای برجام.
به صدا و سیما هم تحمیل میکردند خط خبری جشن، شادی، پایکوبی و شکست دشمن را پیش بگیرد و مگر در برجام و آتشبس سال گذشته حزب الله و… نکردند.
اما مانع اصلی امر امام سید مجتبی خامنهای(مد ظله العالی) است. مردم از ایشان فرمان گرفتهاند در میدان بمانند لذا هر تصمیمی خلاف این امر ولایی فاقد مشروعیت و پذیرش عمومی است. اکنون برخی در وضعیت اره قرار گرفتهاند، نه در عمل امکان عادی کردن امور را دارند و نه اعتقاد و علاقهای به تمام کردن کار و اخراج آمریکا از منطقه.
در آخر لازم میدانم بگویم این مطلب صرفا تحلیل این حقیر است و کم نیستند مسئولان ولایی، پاک و با خدا در کشور ما که ما سپاسگزار آنها هستیم. و هر چه رخ بدهد ما فقط گوش به فرمان رهبری خواهیم بود.
✍ احسان کرمی
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
- منبع خبر : مژده خبر












Monday, 12 October , 2026